۴ پاسخ

وای عزیزمم خداحفظش کنهه چجوریی گرفتی؟
یدفعه ندادی؟
شیشه میدی؟
میشه راهنماییم کنی خیلی استرس دارم واقعا هنوز نتونسمم از شیر بگرم

منم سه روزه دخترم ازشیرخشک گرفتم واقعا خوشحالم چنان استرسی داشتم ک نگم برات اما راحت بود

اره خیلی خوبه انگاری ادم احساس میکنه دوباره داری برمیگردی به زندگی قبلان ک بچه نداشتی

منم میخوام این ماه دخترمو از شیر بگیرم خیلی خیلی استرس دارم میترسم اذیت شه دخترم چون دخترم خیلی وابستس به شیر مخصوصا شبا موقع خواب

سوال های مرتبط

مامان شاه دختم مامان شاه دختم ۲ سالگی
سلام من رو پذیرا باشید به عنوان یا مادر موفق
کسانیکه میخوان بچشونو از شیر بگیرن بیان این ور بازار
من همیشه بزرگترین ترسم از شیر گرفتن بود چون دخترم بسیار وابسته بود و شبا هم دو سه بار بیدار میشد و همیشه فقط با شیر می‌خوابید
خیلی تحقیق کردم خیلی راجبش خوندم تو گهواره ،گوگل تا به این نتیجه رسیدم که به روش تدریجی از شیر بگیرم
هم خودمو اذیت نشدم هم دخترم
و هم روحیه دخترم آسیب ندید
اول ده روز تعداد شیر خوردنش رو کم کردم
بعد روزی یک بار
و یک هفته شیر روز رو کامل قطع کردم
و در آخر تلخک زدم رو سینه هام دخترم یه جوری شد
اصلا امتحانش هم نکرد
گفت مامان نمی‌خورم تلخه
شبا رو پام می‌خوابه
براش قصه میخونم
روزی یک لیوان شیر میدم بهش
شاید باورتون نشه دختر من که به شدت وابسته بود و من که خیلی ترس از این موضوع داشتم
حتی یک شبم گریه نکرد ،حالش بد نشد ،آروم آروم کنار اومد از اسمش معلوم تدریجی
من کلا یه اخلاقی که دارم دوست دارم یه کار خوبی که انجام میدم به بقیه هم بگم
امیدوارم که مفید بود باشه براتون مهربونا🥰
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن