سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۱ سالگی
سلام مامانا من بالاخره موفق شدم و پسرمو از شیر گرفتم خواستم تجربه مو بگم شاید به دردتون بخوره من ۶ روزه پسرمو از شیر خودم گرفتم
پسر من خیلی خیلی به شیرمن وابسته بود در حدی که اصلا نشد تدریجی کمش کنم و دوهفته پیش هم که اقدام کردم نتونستم از شیر بگیرمش اشتباهی که دفعه پیش کردم با اینکه تلخک زده بودم چسب قرمز زدم روش ولی دلم نیومد چو تلخه دهنه بچه بگذارم اونم فکر کرد من نمیخوام بش شیر بدم و انققدر برای خواب ظهر ضجه زد که دلم سوخت و بش دادم این بار تلخک زدم گفتم ممه مامان تلخ شده برخلاف همیشه که سینه را کامل میگذاشت تو دهنش زبونشو زد دید تلخه رفت یک ساعت بعد هم دوباره اومد و همین کارو کرد منم برای اینکه طعم دهنش عوض بشه چند قطره آب مربا بش دادم ظهرش بدون شیر بعداز نیم ساعت بازی تو رختخواب خوابید شبم همینطور
و تا الان نسبتا کنار اومده ولی هنوز شبا بیدار میشه میگم ممه مامان تلخ شده آب میخوره یکمم غر میزنه و میخوابه
سینه هام روز دوم سفت شد رفتم زیر دوش آب گرم دوشیدم و فقط در حدی که سبک بشه و شب سوم با شیر دوش کامل سینه هامو خالی کردم الان نرمه ولی فشار میدم یه کوچولو شیر ازش میاد
اینم بگم با اینکه شیر دادن برام به خاطر زخمای اول زایمان که تا ۲ ماه ادامه داشت خیلی لذت بخش نبود و برای از شیر گرفتن لحظه شماری میکردم ولی شب اول و دوم خیلی غصه م شد
مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن