۱۴ پاسخ

طبیعی گلم ماهم بعضی وقتا از کوره در میریم

دختر من اصلا اذیت کن نیست.اصلا نق نمیزنه مگر واقعا یه چیزیش باشه خوابش بیاد یا گرسنه باشه...من نمیتونم تورو قضاوت کنم اما تلاشتو بکن...من بااین بچه تابحال سرش داد نزدم.بااینکه افسردگی وحشتناکی داشتم و اومدنش زندگیمو زیر و رو کرد اما از اول عهد کردم تروماهایی که مامان و بابام بهم ووارد کردن رو من به دخترم وارد نکنم و مواظب روحش باشم.توهم تلاشتو بکن مطمعنم میتونی

دقیقا منم مثل شمام ولی چه میشه کرد

واقعاهم حق داریم . من هم خیلی زیاد عصبی میشم گاهی و صدام هم بلند میشه چون سر مایبیی کردن و لباس پوشیدن خیلی اذیتم میکنه و از کت و کول میفتم

برا منم چند بار پیش اومده ولی سریع به خودم اومدم واشتباهمو فهمیدم دارم کنترل میکنم خودمو چاره نیست

مامان اهورا منم چن باری سر تیامیسم داد زدم ولی بعدش ک‌ میخوابه مث سگ پشیمون میشم میگم خدا منو لعنت کنه چرا سرش داد زدم میگم دیگ نمیزنم بازم از کوره در میرم هی میگم تکرار نمیکنم غلط کردم خدایاا ولی واقعا کم میارم 🥲🙂🥺

زیاااااد

چندباری شده ولی بعدش اینقدر پشیمون میشم که اشکم درمیاد .همش به خودم لعنت میدم که چرا باهاش تند حرف زدم.این طفل معصوم که چیزی از کاراش نمی‌فهمه .حتما یجاییش درد می‌کنه که همش درحال گریه و نق نق گردنه😭😭😭

من وقتایی که غذا نمیخوره و تف میکنه عصبانی میشم

من فقط واسه غذا خوردن از کوره در میرم وقتی کلی زحمت کشیدم دهنشا محکم میبنده سرشا تند تند تکون میده ، دارم سعی میکنم خودمو کنترل کنم چون بچه بالاخره بزرگ میشه ولی دلم نمیخواد خودش و مادرش ی اعصاب داغون داشته باشند

سر خوابیدن ی اوضاعی داریم ک نگو.
اینقدر ک دختر من در برابر خواب مقاومت میکنه
ونزوئلا مقابل آمریکا نکرد

من چنان دیروز داد زدم ک بغض کرد گریه افتاد خودش اومد سرش رو گذاشت رو پام
بنظرم پیش میاد و مای ک صبح تا شب باهاشون کلنجار میرم طبیعی

منم داد کردم مثلا با صدای بلند گفتم اه بسه دیگه همش گریه خسته شدم ولی فوش ندادم بهش مگه اینکه گفته باشم پدرسوخته پسر منم اینطوریه موقع ظرف شستن هی الکی گریه میکنه

ما معمولا سر خوابیدن جنگ داریم یموقع اذیت کنه یه داد اروم‌میزنم میگم عههه بعد میخوابه😂
عب نداره سخت نگیر بابا

سوال های مرتبط

مامان هایلین🌈 مامان هایلین🌈 ۱۵ ماهگی
مامانایی که دوتا بچه یا بیشتر دارین میشه لطفا کمکم کنین🥲
من دختر اولم نزدیک چهار سال داره و وزن تولدش ۳۶۰۰ بوده تا زمانی هم که شیر میخورد وزنش خیلی خوب بود تپل بود ولی از وقتی به غذا خوردن افتاد دیگه وزن نگرفت ۷ ماهگی ۸ کیلو بود بعد از اون تا یک سال و دوماه داشت وزنش همون ۸ کیلو بود کلی دکتر بردم ازمایش داد ولی گفتن چیز خاصی نیست نهایتا بهش شربت اشتها میدادن خودمم براش غذا درست میکردم ولی اصلا لب نمیزد یا یکی دو قاشق میخورد بیشتر وابسته سینه بود که شیر بخوره اصلا غذا نمیخورد تا جایی که یک سال و نیم داشت اصلا غذا نمیخورد شاید روزی یکی دو قاشق کوچیک که دیگه از شیر گرفتمش که شاید غذا بخوره که یکم بهتر شد ولی بازم کم غذا بود و وزنش پایین ولی دختر دومم بد غذا نیست و هرچی درست کنم میخوره وزنش خیلی خوبه همه چی میخوره الان چند وقته عذاب وجدان شدید دارم حس میکنم چون سر دختر اولم بی تجربه بودم خیلی تجربه نداشتم و خیلی تز غذاهای بچه هارو بلد نیودم در حقش کم کاری کردم که الان وزنش کمه ( چهارسال داره ۱۲ کیلوعه) ولی رشد قدش خیلی خوبه ، یا حس میکنم خیلی بیشتر باید روی غذا خوردنش اسرار میکردم یا به زور یهش میدادم که وزن بگیره الان که دختر دوممو میبینم که خیلی بهتر غذا میخوره عذاب وجدانم صد برابر میشه که من کم کاری کردم 😢😢 چیکار کنم!؟ واقعا من کم کاری کردم در حقش؟


فرزند پروری شیر خشک پوشک غذا میان وعده کمکی خواب