۱۷ پاسخ

من یه خاطره بد از نگفتنم دارم بخاطر همین برای اینکه اتفاق قبلی تکرار نشه مامانم بعد از مثبت شدن آزمایشم زنگ زد به مادرشوهرم گفت
گفتم چرا گفتی گفت ک بدونن مراعاتتو کنن که یهو دسته جمعی پانشن بیان خونت که مجبور نشی باهاشون بری جایی ک بخوان دلخوز بشن یا انتظاری ازت ندلشته باشن تو ک تجربه بدی داشتی
گفت خدا بخواد نگهش میداره چه بگی چه نگی

من ۲روز تاخیر داشتم حتی بیبی چک هم نزده بودم برا مامانم و دوست صمیمیم گفتم 😄

من ۵ هفته گفتم

من هنوز نگفتم.چهارشنبه میرم سونو قلب،ایشالا بعدش به مامان و بابام میگم.مامان و بابای همسرم خودم دوست دارم بعد آنومالی بگم ولی احتمالا همسرم بعد ان تی بگه

منو بگو که هنوز شوهرمم نمیدونه

من عید که میشه اوایل ۶ ماهگی میگم

من هنوز نگفتم

خانواده خودم و شوهرم فکر کنم ۵ ۶ هفته بودم گفتم چون خیلی بهم کمک میکردن مخصوصا مادرشوهرم که نزدیکمه اگه نمیگفتم خودم اذیت میشدم

من هنوز به هیچکس نگفتم،فقط خودمو و همسرم میدونیم
با این حال هر دو روز یه بارم خونه مامانم ایناییم🤣

من هنوز نگفتم🙃

من چهارماه و ده روز که شد به احتمال زیاد میگم
اول ان تی برم بعد

خانواده خودم همون موقع چون واقعا به حمایتشون نیاز داشتم، خانواده همسرم بعد از سونو تشکیل قلب، مادربزرگم و دوست صمیمیم بعد از ان‌تی
بقیه هم هنوز نمی‌دونن

من هنوز نگفتم
فقط مامان بابام میدونن

من همون اول گفتم

۲ ماه و نیم گفتم

من هنوز نگفتم

تونستید نه دونستید 😅

سوال های مرتبط

مامان مهدی کوشولو مامان مهدی کوشولو هفته شانزدهم بارداری
مامان پرتقال من مامان پرتقال من هفته یازدهم بارداری
مامان دوقلوها🩷🩷 مامان دوقلوها🩷🩷 هفته چهاردهم بارداری
مامان فرفری مامان فرفری هفته بیست‌وچهارم بارداری