۱۷ پاسخ

عزیزم فقط زندگی خودتو‌با دیگران مقایسه نکن اگه شوهرت خدای نکرده دست بزن نداره اعتیاد نداره شکاک نیست خسیس نیست خیانت نکرده میتونی روی زندگیت کار کنی انشاالله درست میشه

عزیزم ببین مشکل از هر دوتونه ،تامیتونی مطالعه درمورد رابطه زندگی مشترک داشته باش،من هر وقت حالم بد میشه میشینم چیزایی که دارم میشمارم، روش حرف زدن با همسرت عوض کن موقعه بحث،

منم خستم اما چی کار کنم نمیتونم از بچه هام دل بکنم 🥺

تا رابطتت با شوهرت درست نشه با بچتم درست نمیشه
منم جدیدا عصبی شدم خیلی با پسرم دعوا میکنم یا موقع پوشک عوض کردن دیت میزنه به خودش میزنم پشت دستش
علتشم زندگی با پدرشوهرمینا میدونم که انشاالله خدا بخواد تا دوماه دیگه میرم از این خونه ….

دقیقا چقد حرف دل منو زدی
شوهرم هر چی میشه منو مقصر میدونه واسه همه چی سرم داد میزنه بچم خیلی بد خواب و بد غذا منم نمیدونم چرا عصبی میشم و ...

بله دیگه وقتی بخوای تو سن کم بچه بیاری همین میشه دیگه. خودت هنوز بچه ای سنی نداری رفتی زودم باردار شدی. آخه ازدواج میکنید شما که هنور امادگیشو ندارید چرا بچه میارید. من خودم تو سن ۲۲ سالگی مادر شدم ولی قبلش باید از خودت مطعمن بشی که میتونی تحملشو داری یا ن

منم مثل تو شدم 😓

گناه داره بچه، اون جز تو پناهی نداره، دنیای کودکانشو خراب نکن، اصن بزن شوهرتو بمیره ولی با بچه اصلا کاری نداشته باش اون بیچاره حتی نمیدونه چرا اون رفتارو باهاش انجام میدی

من تو سن ۳۳ سالگی بچه دار شدم عین این خانممم چون افسردگی دارم

ربطی ب زود ازدواج کردن و بچه دار شدن نبست

علتش اینه تو سن کم ازدواج کردی و مادر شدی امثال تو دغدغشون کنکوره تو زیر بار مسئولیتی عزیزم

عزیزم افسردگی داری حتما برو دکتر دارو میده صبرت میره بالا، به خودت برس

عزیزم بچه ی دوساله اصلا فهم غلط و درست داره ک هی کتکش بزنی؟فکر میکنی بچه ی ما علامه هست شبانه روز صدبار دنبال پستونک زیر مبلم واسش بیست بار آب میارم خالی میکنه دوباره میگه آااااب ده بار میگه غذا میارم نمیخوره الان سرشب خوابیده تازه بیدار شده تا صبح باید بازی کنم باهاش تا هفت صبح بیداره و خیلی رفتارای دیگه که مختص این سن هست تا جاییکه ک‌بتونم حتی بلندم حرف نمیزنم باهاش

افسردگی داری برو دکتر روانپزشک

چرا مگه شوهرت چیکار میکنه برید مشاور

بچه رو‌ کتک‌ میزنی؟!

دلت میاد بچه دوساله رو بزنی؟؟
باید بری مشاوره ..تا حال دلت خوب بشه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آنیتا مامان آنیتا ۲ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره