ولا من زیر ١ سال داد زدم
بچم که بدنیا اومد روز بعدش خاله جوونم فوت کردن بارداری سختی داشتم و یکم افسرده بودم بعد خالم بدتر شدم هیشکی دورم نبود تنهای تنها حتی همسرمم شبها نبود روزها هم موقع غذا بود بچم تا بهش شیر میدادم زاررر میزد هرکی یه چی میگفت یکی میگفت ناز داره تعمشو دوس نداره انواع شیرخشک ها رو دادم بهش یه روز خیلی خسته بودم بچه نوزاد شیر نخورد و گریه کرد یهو داد زدم گفتم بخور دیگه یهو از جاش پرید ترسید و گریه کرد هنوز خودمو نبخشیدم چهره مظلومش تو چشمامه هربار یادم میاد خودمو لعنت میکنم اخرم مشخص شد بچم الرژی به پروتیین داره که نمیتونه شیر بخوره
هر موقع حس کردی داری عصبانی میشی
فکر کن بچگیه خودتته دوس داشتی با خودت چطوری رفتار میشد همون رفتارو با دخترت انجام بده
صبوری و تحمل منو مامانم اینا همه جا مثال میزنن
اما شده سر پوشک عوض کردن یهو به جنون رسیدم و صدامو بردم بالا
و منی که تا حالا سر دخترم دادا نزدم تصورش هم برام سخته دعواش کنم 😑
عیب نداره عزیزم شما هم اتشانی مادری با کلی وظیفه و دل نگرانی مگه سر ما داد نزدن
من سر پسرم خیلی کتترل کردم از دوسالگی شردع کردم داد زدن🤣
بالاخره از یه جایی شروع میشه همه همینن
مامان مهوا،یعنی شما طی این یکسال ونه ماه،برای اولین بار سربچه ت داد زدی؟!
بخدا ایول داری،ماشاالله❤️
سلام عزیزم آره منم این اواخر خیلی اینجوری میشم بخاطر شرایطمونه فقط خدا صبر قوت بده بهمون
منم امشب برا اولین بار تند حرف زدم خیلی ناراحتم
عزیزم مادرم ادمه بخدا رباط نیست ک حق داره گاهی کم بیاره خسته شه جا بزنه بچها حالاهم خیلی ماشالا شیطونن ... خودتو سرزنش نکن پیش میاد برای هر مادری
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.