۳ پاسخ

عزیزم من شب دوم تو خواب دوتا سینه مو دادم خورد خالی کرد، فقط همون ی شب، واقعا سبک شد سینه هام،
اوایل شبا بلند میشه، یا اب یا ابمیوه بدع،بعدش ب مرور تا صبح میخوابه
الان من 3 ماه گرفتم از شیر دخترموو مگه بخاطر دندون یا جایش درد بکنه نصف شب بیدار بشه

من ١٠ ام گرفتم
وای هفته اول واقعا اذیت بودم هم درد سینه هم کم خوابی
اما الان شکرخدا خوبه
سینه هام از درد میخواست بترکه انگار پروتز کرده بودم سفت و برجسته
تا یک هفته فقط کمپرس سرد میذاشتم دردش کمتر بشه
بعد از یه هفته رفتم زیر دوش ماساژ دادم و در حدی دوشیدم که اون قسمتی سفت نرم بشه و دردش بیفته
و دیگه از اون به بعد شیر نیومد توی سینم و الان واقعا نرم شده
پسرمم که راحت می‌خوابه تا صبح
قبلا خیلی بیدار می‌شد به بهانه شیر
راحت شدیم دوتایی

سینه ها تو بدوش نذار شیر بمونه اینقدر راحت میشی چون دیکه مکش نداره پر نمیشه

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
از اول دی ماه پسرمو ازشیر گرفتم هنوزم برا شیرشب از خواب بیدار میشه شبا با بهانه گیری خیلی زیاد میخابه حدود ده تا دوازده بهانه گیریاش شروع میشه که یا با تاب یا دور دادن تو ماشین میخابونیمش بعد من باید ظرفای شامو بشورمو آشپزخونه رو جم کنم بعدش بخوابم ساعتای دو تا سه هرشب بیدار میشه یک لیوان آب بهش میدم اگه شیر پاکتی بخوره بهش میدم که خیلی کم پیش میاد شیر بخوره یا اگه میوه بخوره بهش میدم بعد دوباره تو تاب میخابونمش خودمم که بدخواب میشم بعد باز ساعت ۷تا هفتونیم صبح دوباره بیدار میشه بهش صبحانه میدم بخوره یا نیمرو یا پنیر گردو یا اوتمیل هر چی که بتونم سریع درست کنم براش تا ساعت ۹ تا ۱۰ که دوباره میخابونمش که بعدش خودمم باید برم بفکر ناهار باشم یعنی علنا من روی هم رفته ۶ ساعتم خواب مفید ندارم🫩
یعنی من خسته ترینم از بهانه گیریاش خسته شدم هر دفه با جیغو داد بیدار میشه مامانایی که از شیر خودتون گرفتین این پروسه تا کی ادامه داره؟ کی دیگه بهانه گیری نمیکنه؟ کی دیگه جیغو داد راه نمیندازه؟ کاش حداقل شیرخشک میخورد بهش میدادم یا شیر پاستوریزه میخورد هر کار میکنم نمیخوره شیر پاستوریزه خیلی کم میخوره یعنی روزی یک پاکت کوچیکم نمیخوره دیگه نمدونم چیکار کنم بهش بادام میدم بخوره حداقل جبران بشه ولی بخدا به هیچ کاری نمتونم برسم وقتیم که بیداره از بغلم جدا نمیشه اصلا قبلا اینجوری نبود از موقعیک از شیر گرفتم یکسره چسبیده بهم کمر نمونده برام..بخدا دیگه توان شیر دادن نداشتم بهش و گرنه بهش میدادم.. الانم دیگه نمدونم چیکار کنم که دیگه بهانه گیری نکنه کمکی هم متاسفانه ندارم😢