۱۰ پاسخ

منم همینجوری بودم دلم میخواست همه درکم کنن ولی نمیشد انگار هیچکس نمیفهمه ادم چشه چند بار یواشکی گریه کردم ولی خودم سعی کردم خودم رو اروم کنم و از اون وضع در بیام
تو هم خودت به خودت کمک کن

حتما برو پیش تراپیست و تراپی شو ، جدی بگیر ، ممکنه تا سالها باهات بمونه و هیچ وقت نمیذاره از زندگی و از دوران بزرگ کردن فرزندت و مادرشدنت لذت ببر ❤️‍🩹

درست میشی
فقط تنهانمون ...بیکارهم نمون
خدابزرگه

گریه کن گریه خیلی اروم میکنه با اینکه من همه غر‌میزدن بهم وقتیم گریه میکردم هرکی یه چیزی میگفت🙂💔

وای منم همین بودم بعد چهلم یکم ارومتر شدم شب ک میشد غم عالم میومد تو دلم

منم همین بودم خواهر کوچکترین چیز بهمم میریخت دوس داشم گریه کنم میرفتم تراس نصف شب بلند بلند گریه میکردم اروم شم.ب مرور تا چهل خیلی بهتر میشی عزیزم

نمیدونم گلم تا به حال تجربه نداشتم ولی اگه کسی هست بچه رو بده بهش یه نیم ساعتی یه ساعتی برو بیرون تنها اصلا نمون

به خودت تلقین نکن عزیزم، فکر بچه تو بکن، به آینده ش فکر کن که بزرگ شده، سعی با چیزای کوچیک خودتو خوشحال نگه داری، می دونم دست خود آدم نیست ولی چاره ای نیست، کسی معمولا درک نمی کنه این شرایط رو فقط آدم خودش می فهمه

خیلی سخت وبدمنم سردخترم افسردگی گرفتم امیدوارم سراین یکی دیگه نگیرم

میفهمممممممممممم

سوال های مرتبط