۳ پاسخ

من از دیروز شروع کردم به ترک دادن پستونکش
چن روز بود خودش پاره شده بود دیروز کلا سرش کنده شد منم گفتم پستونکت پاره شد خراب شد اوف شدی و گفتم دیگه خانوم و بزرگ شدی نخور جلو چشمشم گذاشتم تا باهاش کنار بیاد
فقط موقع خواب میخورد دخترم

منم یبار سر پستونک و جلوش قیچی کردم کلی گریه کرد شب گفت میخام گفتم هاپو برده بده نینیش بخوره تو بزرگ شدی دیگه دندونای عمش ارتودنسی داشت گفتم اگه بخوری دندونات مث عمه میشه باید بریم دکتر آمپول بزرگ بزنن بهت روز مهم نبود براش فقط دوشب خواست منم همینا و گفتم و تمام

عزیزم دختر منم اصلا بدون پستونکش نمی خوابید، چندروز باهاش حرف زدم که دیگه بزرگ شده و نباید پستونک بخوره تا اینکه یه روز سر پستونکشو قیچی کردم و گفتم وای پستونکت خراب شده، دو سه شب بهونه شو گرفت و سخت خوابید حتی پستونکشو می‌گرفت دستش تا خوابش ببره ولی عادت کرد.

سوال های مرتبط