۲۳ پاسخ

من که از اول دست تنها بزرگ کردم.خیلی سخته.اگه کسی هست که کمکت میکنه بزار کمکت کنه وگرنه واقعا ادم از پا میفته

من از نه روزگی بچه ها تا پنجاه و سه روزگی شون تنها بودن
حتی شوهرم هشت می‌رفت یک میومد چهار میرفت نه شب میومد
پیر شدم تنهایی
بعدش کمک میکرفتم از بقیه
ی نصف روز ی جا میزاشتم
از چهار ماهگی بهتر میشن
الانم سختی خودشو داره ولی میتونم دیگه

من موقع تولد دوقلوهام یه پسر ۲.۵ ساله هم داشتم و واقعا نگهداریشون طوری نیست که ادم نتونه ، سخته برنامه ریزی میخواد ولی شدنیه.

من از ۱ماهگی
حتما گهواره بگیر خیلی خوبه پستونک بار بیار عالیه من ک نتونستم

سلام بستگی ب خودت داره

بچهای من زود بدنیا اومدن ۲۸ هفته خیلی سختی کشیدیم دوماه تو ان ای سیو بستری شدن
من از سه ماهگی تنها نگه میدارم تا ۲ بعدظهر بعدش دیگه همسرم هس

دوقلوهای من بچهاا خوبی بودن
روزای اول نگران بودم و غریب بودن برام
اما کم کم برام عادی شد و باهاشوت دوست شدم و شناختمشون و دیدم چقدر راحته
تا یه مدت برات همه چیز ترسناک و غریبانه هست
اما سعی کن دوست شی باهاشون
ببین کیا میخابن ، کی بیدار میشن
چقدر شیر میخورن اینا رو حواست باشه
تا بیاد تو دستت

اینک همسرت هست عالیه ..
مهم اینه ی نفر باشه ..
ولی من گلا از روز اول کمکی داشتم ، مامانمو خاهرام ، جتی تا الآن بچهها خونه بابامن ..
کلا من حیلی راحت بودم 🫠😅
ولی بحام بگم ، از ۷ ماهگی بنظرم به بعد خوبه
میتونی تنهایه تنها ..
ولی با این حال بچه داریه دیگه ، حتی یه قلوعم بود ، باز باید از صبح تا شب بالا سرش میبودیم

من پوست تنم کنده شده، الان بچه هام هجده ماهشونه بازم کمکی دارم دوقلو خییییییییلی سخته، امیدوارم بچه های شما از نوع اروم باشن دوقلوهای من رفلاکسی و کولیکی بودن خییییییییلی سخت گذشت هنوزم سخته، تا هشت ماه من نخوابیدم، از یکسالگی شبی چهارساعت میخوابم

منکه از ۱۵ روزگی خودم تنهایی تا الان بزرگشون کردم 🥲ولی با کلی سختی

منم یه روزی با گریه تو گروه از مامان های مهربون پرسیدم ک میتونم یا نه و دمشون گرم چقد دل داریم دادن و گفتن تو میتونی و با حرفاشون منا آروم و دلگرم کردن‌.‌
معجزه خدا را تو خودم دیدم و از خدا سپاسگزارم که تنهام نزاشت و این قدرت و صبوری را بهم داد و با عشق بچه هام را دارم بزرگ میکنم.
خیلی حالم بد بود ک همه درگیر من شدن و ترس داشتم ک خونمون تنها بشم ولی راحتتر از اون چیزی بود ک فکرشا میکردم. توهم نترس مطمئن باش میتونی و یکی از مامانا حرف قشنگی بهم زد گفت خدا درون تو اون قدرت ک تحمل را دیده ک بهت دوقلو داده پس نگران نباش

بچه هام یک ماه نیم بودن ک اومدم خونه خودم و تنهای از پسش براومدم
یکیش را عادت دادم رو بالشت برعکسش میکردم تا اروغ بزنه اون یکی را بغلش میکردم.
موقع شیردادن هم پتو میزاشتم زیر شیشه. .
ولی اشتباه بزرگم این بود ک الا بد اروغ میزد منم بغلش میکردم و همینجور ک بغلم بود کارای خونه را انجام می‌دادم حالا عادت کرده ک راه برم

خانمای دوقلو دار کجایین😁

خانما با قرص دوقلو حامله شدین یا ژنتیکی بوده میشهبگینننن

خانما چ جوری دوقلو حامله شدین با قرص یا ژنتیکتون بود

خانما

من تا دوماه خونه مادرم بودم بعد واکسن دوماهگی اومدم خونه خودمون سخت بود ولی خب میشد از پسش براومد

از دوماهگی

اگه کمک نداری از همون اولم میشه نگه داشت ولی اگه کمک داری تا هر وقت میتونن کمکت کنن خوبه ولی تقریبا از ۱ یا ۲ ماهگی قلقشون دستت میاد و میدونی چیکار کنی
وزنشونم بچه های من تقریبا دو برابر وزن تولدشون شدن ۵ تا ۶ کیلو دقیق یادم نیست

من از همون اولین روزی که اومدم خونه خودم بچهامو ترو خشک کردم به اضافه ای پسر بزرگم که دو سال و 8 ماهش بود شگهرم عملا هییییییچ کاری نمیکرد هیچی 6 ماه اول کلا در طول روز فقط دوساعت میخوابیدم تا 6 صبح نوبتی یکی گریه میکرد یکی میخوابید 6 دوتاشون میخوابیدن سایده شدم ولی خداروشکر گذشت

عزیزم من بچهام خیلی خیلی بدقلق بودن دست تنها اصلا نمیتونستم نمیخوابیدن اصلا باهمدیگه باید تک تک میخوابوندم ک فوق العاده سخت بود از تقریبا ۱۳ماهگی تنها شدم تا قبلش تقسیم کرده بودم خواهرم و خواهرشوهرم در هفته میومدن کمکم تابستون

از ۴ ماهگی قلقشون میاد دستت

منم از اول تا الان خودم بزرگشون کردم هیچکس هم کمکم نکرده

سوال های مرتبط