۲۷ پاسخ

دعا میکنم شرایط خییییلی خوب و راحت بشه براتون
ننه دور سر هرجفتشووون

ای خدااا قشنگای من
کاره خوبی میکنی الان اسون تر تا اینکه بزرگتر شه پسر منم شیر خشک میدادم و هم شیر خودمو یبار مریض شد دیگه لب ب هیچ شیر خشکی نزد و شیرمم نخورد و اعتصاب کرد کلیم وزن کم کرد
حتما دراز میکشید رو پهلو سینه هامم اویزون اون یکی سینه امم در بیارم اقا بازی کنه و شاید دست از اعتصاب بردار و بخوره
دیگ عادت کرد جور دیگ نمیخورد خیلی سختم بود کمر و دست و گردنم میگرف مخصوصا شبا جایی میرفتیم ک دیگ هیچ میمردم از خجالت سینه هامم چون بزرگن شل و اویزون شده بود انقد ک چن وقت پیش خیلی زود از شیر گرفتمش

نرگس گلی میشه بگی کددم سایز لباس رو برا گل پسری سفارش دادی؟

چه سرهمی قشنگی تن پسرته عزیزم از پیج خریدی؟

زیارت قبول قشنگم
انشالله ک راحتتر شیربخوره
منکه دیگ رد دادم واقعا نرگس رامتین اباواجدادمو اورده جلو چشام طفلی دخترم اینقدر اروم بود ننه شوهر ساعتی میزاشت شیربدم ک یوقت ک از کارکردنم براش کم نشه

پسرمن ار دوماه گی تصمیم گرفت سینه مونگیره اخه طفلکی کولیک شدید داشت خیلی اذیت میشد منم بعداون. باشیردوش شیرمیکشیم باشیشه میدم میخوره بااین وضع بازم شیشه رم باادا میخوره

عزیزم حق داری سخته. منم با شیر خوردن دخترم یک ماه عجیب چالش داشتم ولی الحمدلله داره بهتر میشه. تو کم نیار، بزار خوب گرسنه شه و تو تاریکی و سکوت شیرت رو بخوره، میدونم سخته چون ی کوچولو دیگ داری ولی تنها راه حله. یا اینکه شیرت رو بدوش. ببین بچه سن بازیگوشیشه ک تازه داره دنیا اطرافش رو چک میکنه طبیعیه ک هی سینه رو ول کنه و البته فک میکنم چون شیر خشک هم میدی سختتر کردی شرایط رو

فقط اینکه جای شلوغ و پر نور بهش شیر ندی.
توی اتاق تاریک و ساکت شیر بده و با صدای سشوار یا لالایی که بهش علاقه داره.
من همینجوری کم کم عادتش دادم تا دوباره با سینم دوست شد😅
تا دو ماه هم دیگه زیاد جایی نمیرفتم که مجبور نشم تو سر و صدا شیر بدم

عزیزم میدونم خیلی سخته😭💔
دختر منم از سه ماهگی تا حدودا پنج ماهگی همینجور بود همه روشی امتحان میکردم یا به سختی ایستاده یا توی ماشین.
یادمه اومدیم قم چند روز ،منم مثل شما تو حرم کلی گریه کردم هر کاری میکردم شیر نمیخورد گشنه بود و جیغ میزد.نمیدونم چجوری زیارت کردم هر بار میرفتم حرم باید سریع برمیگشتم تو ماشین تا دخترم شیر بخوره.
اما خداروشکر کم کم خوب شد بخاطر بازیگوشی و دندون بوده.
چون چهار ماهگی مرواریدای قشنگش درومدن.
ان شاءلله حضرت معصومه کمکمت کنه و به هممون نیروی مضاعف بده واقعا شیردهی هم سخته هم شیرین.
این روزا هم میگذره

خدا قوت عزیزم❤️😘

امیدوارم به زودی این چالش ها به خوبی بگذره

شاید شیرت کمه اعصابش خورد میشه من وقتی شیرم کمه بچم این جوری میکنه میدوش ام میبینم کمه
شیر خشک یکم شیرین کن انداره یک عدس نبات بنداز توش میخوره ابن جوری برای من خورد

پسر منم داغونم کرد سر شیر خوردنش از ۵ ماهگیش دیگه انقدر سخت و با گریه میخورد ندادم
شیرخشک دادم انقدررر اعصابم آروم شد که نگو
من تو شیردهی لاغر شدم شدید ،بلافاصله بعد قطع شیردهی جون گرفتم، در کل راضی ام خداروشکر 🥰

لباس پسرتونو از کجا خریدین؟خیلی قشنگه

لجبازی نمیکنه شاید داره دندون درمیاره

الهی بگردم چقدر سختی می‌کشی نرگس ❤️‍🩹 حق داری
هیچی به اندازه این چالش‌های شیردهی مادر رو فرسوده نمیکنه
هر بار که می‌خوان شیر بخورن هی صلوات می‌فرستم دعا میکنم بخیر تموم شه اون وعده...

توی این سن بازیگوش میشن
دختر منم اینجوری شده بود
فقط توی خواب یا ماشین شیر می خورد خیلی سخت بود ولی باهاش مدارا کردم چند ماه بعد دیگه ازم جدا نمی شد🥲

ببرمش دکتر اگر تشخیص داد وقتشه که بهش شروع کن غذا

ینی چقدر میخوره هر دوسه ساعت چقدر میخوره چند سی سی ؟

عزیزم متوجه نشدم چجوری ینی

پسر من به شدت بازیگوشه اصلا درست حسابی شبر نمیخوره فقط نوک میزنه به سینه‌م و‌تمام جوری که شبا از گشنگی گریه میکرد فقط تو یه شب چهار پنج دفعه بیدار می‌شد گریه از گشنگی کلا کم میخورد حتی شیر خشک گرفتم زیاد اثر نکرد تا اینکه غذا خورش کردم خداروشکر شکمش سیر میشه نهایتا شب دوباره پاشه یا یک‌بار شیر بخوره

من شيرمو ميدوشم اكثرا ميدم

بلاخره یاد میگیره درست بخوره گشنه بشه میخوره

پسر من از دوماهگی سینه مو‌پس زد هیچ نوع شیرخشکی نخورد با قطره چیکون قاشق

چرا شیر نمیخوره
ماشالله ظاهرا که وزنش خوبه ضعیف نیست

اتفاقا تو همین پنج ماه چون بازیگوش میشن. شما باید مدارا کنی
با ترفندا مختلف بدی
چرا انقد زود خسته میشی می‌کشی کنار
گناه داره بچه داری همیناشه ک سخته یکم صبور باش کم کم خودش خوب میشه🌹👌

منم دیشب رفته بودم حرم اتفاقا
پسرم با باباش بود و من با نرگس، فقط تونستم از دور یه سلام بکنم و برگردم💔🙂

رفلاکس داره پسرت؟

وای منم دقیقا همین وضعیتو دارم دو دیقه میخوره دیگ نمیخوره گرسنه میمونه کمکی بهش روزی س بار الان شیرخشک میدم
ولی همینحور پیش بره از شش ماهکی دیگ شیرخشک میدم
نابودم کرده فقط 😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان محمدمهراد مامان محمدمهراد ۷ ماهگی
وقتی مهراد دنیا اومد بخاطر فشار های روحی روانی قبل و حین بارداری و زایمان و بعدش افسردگی شدید گرفتم از طرفی نوک سینم فرو رفته بود و سینه های برزگی داشتم ک شیردهی رو سخت میکرد
مهراد اصلا سینمو نگرفت و منم تمام تلاشم رو کردم تاشیر خودمو بدم بگذریم از روزایی ک با بخیه و کمر داغون سینمو مینداختم دهنش ویساعتم خاب نداشتم تاروزایی ک باشیردوش برقی و دستی شیرمو میدوشیدم تا بچم شیر بخوره
اطرافیان همه گفتن شیرخشک بده ولی دلم نیومد و احساس گناه و عذاب وجدان نزاشت تا الان ک بچم خیلی سخت شیشه شیر رو میگیره اونم فقط توماشین و با موزیک و فقط شیر خودمو میخوره
حالا ک شیرم داره خشک میشه و چیزی ندارم شیر خشک براش خریدم نمیخوره و انگار چندشش میشه
امشب از همیشه بیشتر عذاب وجدان دارم ک ای کاش همون اول شیرخشک میدادم بش تا بچم از گشنگی گریه نمیکرد و هلاک نمیشد😭😭چرا شانس من اینجوریه
اون دو تابچمم فقط تو خاب سینه گرفتن و این یکی کلا نگرفت نتونستم مثل بقیه مردم راحت سینه بدم بچه هامو سیر دل شیر بدم 😭😭😭