۲۱ پاسخ

خونمون داغون کرده بخدا اینقد می‌ریزه حالا جالب اینجا چیزی زیرش پهن کنم ظرفو برمیداره می‌ره اون سمت خونه با پامیزنه تو ظرف باز با قاشق تق تق می‌کنه ازآخرم با کون میشینه تو ظرفش و پرت میده اونور میاد دقیق وسط سفره میشینه و به ظرف مهمون کار داره بیزارم از هرچی غذا و چای خوردن بس که دورم بهم می‌ریزه کثیف می‌کنه

دقیقا دختر منم همینه

من دیگه دیونه شدم

دخترمنم اینجوریه بخدا که دیونه شدم

امروز پاره کرد
چرا؟؟؟
چون از حموم اوردمش بیرون ، مغزم رو خورد

عزیزمممم
کاملا حق داری که کلافه باشی
خبر بد اینه که؛ بله سخته ! برای همه همینطوره ! هر بچه ای سختی خودش رو داره ولی؛
خبر خوب اینه که میگذره این روزها ...
من یه پسر ۵ساله دارم
و یه پسرک ۱ ساله.
خیلی وقتا بچگی پسر اولم رو توی دومی میبینم، همش فکر میکنم انگار اولی کوچیک شده دوباره و من فرصت دارم باز اون روزها رو باهاش تکرار کنم 🥹 برای همین خیلییییی راحت تر شده برام و تاب آوریم بالاتر رفته.
مثلا برای پسر اولم خیلی زود عصبانی میشدم؛ خیلی زود خسته میشدم؛ خیلی روی تمیزی و مرتبی حساس بودم؛ خیلی نکن نکن بهش میگردم طفلکی رو 🥺

خیلیی
شدیدا زورگو
برعکس نوزادیش خیییلی گریه میکنه
وای گوشی دستم میبینه خودشو میکشه انقد گریه میکنه تا بدم
افتضاح وابسته تلویزیون و گوشی

من اگه بخوام کار دیگه انجام بدم نمیریسم ..مثلا تمیزی خونه ظرف شستن دیگه بیخیال شدم وقتی شوهرم هست انجام میدم که اونم غر میزنه...وقتی مدام پیشش باشم کاری نداشته باشم اذییتی نداره...یا وقتی مشقای داداش کلای اولیشو انجام میدیم خییلی اذییت میده ...من مغازه هم میرم سر کارم...اونجا هم خییلی اذییت میده ..البته سر کار بهش حق میدم گناه داره خسته می‌شه

من همیشه پدرشوهر مادرشوهرم نگه میدارن دخترمو وقتی خونه نیستن میخوام برم سرمو بکوبم به دیوار یه دستشویی نمیزاره برم

دقیقا دخترمن هی باید کنارش باشم یا بغلش کنم اسباب بازی میریزم براش دودیقه فقط بازی میکنه خودم میشینم براش کتاب میخونم گوش میده ورق میزنه ولی میزارم ک خودش تنهابازی کنه نه اصلا امروزم کلی نق زده هی گریه گریه همسرم باربرده بود مازندران تا بیاد دیرشد ‌بنده خداخسته بود میخواست بخوابه نمیزاشت ک هی میرفت تواتاق گریه میکرد ک بغلش کنه خلاصه خوابوندش همسرم بااون همه خستگی من یکم استراحت کردم

دختر من خیلی وقته اینطوره

من پسرم از وقتی ختنش کردیم ۲ ماهگی تاحالا ی بند چسبیده بهم ول کنم نیست یعنی طوری که ی لحظه از من جدا نمیشه داره می‌خوابه پیراهنمو میگیره می‌خوابه
حموم دارم میرم باید باخودم ببرم 😅😅

بچه اول سخته اینایی ک گفتی من سر پسرم خیلی کشیدم. تنهایی بلد نبود بازی کنه همیشه منو دخیل میکرد..اعصابم بهم می‌ریخت.. خداروشکر بزرگ شد ..الان بچه دومم راحتترم..پسرم باهاش بازی میکنه ..گاهی خودش تنهایی میره خودشو سرگرم میکنه ..انگار بچه دوم راحت‌تر از بچه اوله..

برا من علاوه این کارهایی ک گفتین نخوابیدنش هم اضافه کن ن شب میخابه ن روز شب تا صب هزاااااااار بار بیدار میشه ارزو دارم فقط یکی دوساعت کامل بخابم دکتر هم بردم براش شربت تنظیم خواب داد فایده نداشت ک نداشت 😑

بخاطر اینکه میخان همه دندون ها رو دربیارن ...

دقیقا پسر منم همینطوره هیچ کاری نمیزارع بکنم از اول هم همینطور بود خیلی واقعا بعضی وقتا اذیت می‌کنه حتا بشینم هم باید بغلم باشه یا رو سرش رو پام خیلی بهم وابسته شده

من دیشب از دست دخترم سرم کوبوندم به دیوار هنوز سرم درد میکنه وااایییی روانیم کرده فقط شبا اصن خاب نداره.

من پسرم قبل از یکسالگی بشدت خوش اخلاق و خوب بود و روزی دوبار می‌خوابید که تو اون دوبار ناهار شام میزاشتم و ظرف میشستم ولی بعد از تولد یکسالگی اصلا دیگه نمیخوابه یا خوابش در حد یکربع بیست دقیقه س غذا در حدی که نمیریم درست میکنم ظرف های کل روز و میزارم آخر شب میشورم خونه هم که افتضاح اصلا نمیتونم تمیز کنم دهنمو سرویس کرده
فکر میکردم بزرگ بشن بهتر شه بدتر شد

دقیقا همین جوریه دختر من به شدت شیطونه همش باید از همه جا بگیریش اصلا نمی تونم وقتی برای خودم داشته باشم همش نق میزنه و میخواد باهاش بازی کنیم شام و نهارم که هیچی پس تنها نیستی باید از این مرحله عبور کنیم 😢

خیلی خیلی اذیتم میکنه ولی راضیم چون تا هفت هشت ماهگی شب و روز گریه میکرد و خواب نداشت همینکه الان خوابش بهتر شده من راضیم

وای واسع منم سردرد میگیرم از دستش

سوال های مرتبط