#ملاتونین


دیشب ساعت ۹/۱۵دیقه قطره دادم یک سی سی ۹/۴۰ دیقه خوابید ده دیقه بعد بیدار شد تا ۱۱/۵ درخواسته پستونک نداشت گفت شیر بده منم ده تا شیر ریختم بقیشم آب دادم خورد خوابید تا ۸ صبح دیگه اصلا بیدار نشد وول نخورد منم دیدم خیلی زود بیدار ضده برداشتم بردمش بیرون نون اینا خریدیم ۱۰/۵ اومدیم خونه دوتا لقمه نون و یه بسته بادوم زمینی خورد باز خوابید تا دو ظهر بعد بیدار شد بازی کرد کارتن دید خوراکی و میوه و... خورد ۶/۵ بهش سیب زمینی پخته دادم بانون خورد ساعت ۷ باز خوابید ۴۰تا شیر بقیش اب قاطی کردم خورد فعلا ک خوابه ولی امشب تصمیم دارم ۱۱ قطره بدم از انورم ده صبح بیدار بشه به نظرم بهتره امروز خیلی بچه ارومی بود انرژیش اندازه بود اذیت نشدم خداروشکر خداکنه دیگه تاثیر داشته باشه و خوابش وخوردوخوراکش رو روال بیفته پسرم بد غذا نیست خداروشکر ولی چون خودم شبا هی گریه میکرد بیدار میشدم مینداختم رو پام تا ظهر میخوابیدم نمیرسیدم ناهار درست کنم یا جون نداشتم صبحونه درست حسابی بدم بهش خیلی لاغرو ضعیف شده بچم 🥴😔نخوابیدنش منو از پا دراورده بود ولی امروز خودمم پرانرژی بودم به کل کارای خونمم رسیدم خداروشکر 😍😍



گفتم تجربمو درمورد ملاتونین باهاتون به اشتراک بذارم شاید بدردتون بخوره

پنجمین روزیه ک پستونک نمیخوره بهش قطره تلخک زدم خودش پرتش زد دیگه دهنش نمیذاره درطول روز دستش نگه میداره

۲ پاسخ

سلام گلم دختر من. که قطره که میخوره خوابش میگیره ولی تا صبح لول میخوره بیدار میشه. همینم کلافم کرده نمی‌دونم مشکلش چیه

نمیدونم چرا خودمو دخترمو درآینده تصور کردم فقط منتظرم بدنیا بیاد همش باهم بریم بیرون🥹😍

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ سالگی
دخترم و سه روزه از شیر گرفتم روز اول در طول روز میومد نگاه. می‌کرد من چسب ضد حساسیت زدم با رژلب شب ک شد بردمش پارک بازی کرد حسابی خسته شد اومدیم خونه خوابید یهو وسط خواب بیدار شد سینمو ناز میکرد بوسش می‌کرد بعد گفتم مامان ببین اوف شد خوابید بعد گفت آب بده خلاصه تا صبح برنامه ها داشتیم ک‌ فقط شیر نخوره
صبح روز دوم رفتیم خونه مامانم خواهرم کلی باهاش بازی کرد غروب بردمش شهربازی دونفری کلی کیف کردیم اومدیم شام خوردیم آخر شب باز پارک خواست ک بردیم باز بازی کرد آوردم خونه بهش شام دادم ک سیر بمونه و راحت بخابه شب فقط یه بار بیدار شد آب خواست اما سینم بی نهایت سفت شده و درد داشت
ا
صبح روز سوم بیدار شد فرنی دادم ظهرم غذاشو کامل خورد ولی بی نهایت آب خورد امروز یه
چرت زد و بیدار شد رفتیم حیاط بازی توپ بازی دوچرخه بازی
عصرانه هم خورد و شب باز رفتیم پارک الان بهش غذا دادم دستشویی هم رفت لباساشو عوض کردم اومد رو پام گفت مامان لالا یه تکون دادم خوابید ایشالله واسه همه ی مامانا راحت باشه
تاریخ ۱۴۰۴/۶/۲۵ساعت یازده صبح از شیرگرفتم بمونه یادگاری