۱۶ پاسخ

گلم من تایپیک هاتو خوندم خیلی. ناراحت شدم برات
در اولین فرصت برو پیش کسی که میشناسی یه جوری دعایی که برات گرفتن رو باطل کن
اگر درست شد که خداروشکر اگر درست نشد اگر اشتباه از شما نبوده نرو منتشو بکش چون خوشش میاد دفعه بعد بدتر میکنه
بذار خودش بیاد یا بچتون زنگ بزنه باباش بگه بیا دلم برات تنگ شده اینا

تاپیکات خوندم
تو از بس منت این مردو کشیدی خیال برش داشته چ تحفه ایه
یه مدت بیخیال شو بشین تو خونت
بعدشم ممکنه پای زنی در میون باشه مردی که اینجوریه ازش بعید نیست خیانت خودتو گول نزن واقع بین باش

همینکه رفته به خانوادش گفته غذا نمیپزه و منو نفرین و لعنت میکنه و نکات منفیتو بهشون گفته ولی خانوادش نمیگن طلاقت میدیم و پاچه ت رو نگرفتن مثل خیلیییییی از خانواده شوهرا مشخصه ادمای بدذات و خدانشناسی نیستن…خیلیا کافیه بگی بالا چشم پسرشون ابرو..میان دختر و خانوادشو با خاک یکی میکنن طلاقش میدن..اینهمه دختر ریخته تو خیابون..از خداشونه شوهر گیرشون بیاد! قدر جایگاهی که داری رو بدون..اگر یک درصد خانوادش بدذات بودن و میگفتن برو خونه بابات میخواستی چیکار کنی؟ اینطور که من فهمیدم حمایت اونارو نداری..بعد میخوای چیکار کنی با بچه ۲ساله؟ تو این مملکتی که یک قرون مهریه نمیدن به زن و هزاررررتا مصیبت پشت طلاق هست..خداروشکر کن خانوادت پشتت نیستن بجاش خانواده شوهرت پشتتو خالی نکردن..دختر مردمی چرا باید دوستت داشته باشن؟ پس ادمای با وجدانی هستن قدرشونو بدون تحویلشون بگیر
بهشون بی احترامی نکن همش کمک بگیر ازشون..برو خونه اونا یک مدت زندگی کن چنروز تا آبا از آسیاب بیوفته..اگر ضروری نیست هعی برای دکتر و دیدن دوستات و کارای غیرضروری بچتو نزار جایی…بشین خونه بچتو بزرگ کن بهترین کار دنیا مادری کردن برای بچته…
بعدا بزرگ میشه وقت زیاده بری بیرون و دور دور..
من ادم زن ستیز و طرف مرد سالاری نیستم فقط میگم بااااید توی این دوره زمونه خیلی با احتیاط زندگی کرد
خیلی توقع رو ببری بالا و گریه زاری و ساز مخالف بزنی تا بخودت بیای میبینی یک زن دیگه بجات اومده وسط زندگی تو و شوهرت

ایندفعه اگه برگشت شوهرت ی لیست بده تهیه کنه غذاهای خوشمزه درست کن نمیخواد بریز و بپاش کنی ولی متنوع و خوشمزه باشه… خونه زندگیتو تمیز کن برق بزنه زن خانه دار باش..یکی دوماه تحمل کن بشین تو خونه اینور اونور نرو..اگرم رفتی خونه پدرشوهرت برو خونه خواهرشوهرت برو..جلو شوهرت یکم خودشیرینی بکن
چندسال دیگه تجربت زیاد بشه میفهمی من چی‌میگم
اصلا باهاش بحث نکن ازش کار نکش واقعا مرد از سرکار خسته میاد باید پاشه خونه جارو کنه؟ غذا بپزه؟
رو خودت کار کن گلم..منم خیلییی خسته میشم خیلی بچم کلافم میکنه ولی شده تا ۴شب بیدارم جمع و جور میکنم زندگیمو..اشپزیمو بهتر کردم اخلاقمو مهربون کردم به شوهرم گیر نمیدم..همش زنگش نمیزنم شده با دوستام همش چت میکنم ذهنمو اروم میکنم ولی گریه زاری و قیافه پریشون تو خونه نمیگیرم..ترتمیز میکنم خونرو غذای گرم اماده همیشه…مریضم میشم بدنم تیر میکشه از درد ولی دومدل سه مدل غذا درست میکنم برا پسرم و شوهرم فقط برای اینکه جام محکم باشه..دوره زمونه الان طوری نیست که طلاق بگیری راحت بچرخی..بجای گریه کردن اول هرطور شده دلشو بدست بیار اشتی کنه..بعدش خونه زندگیتو تمیز کن برق بنداز
ناهار شام مرتب تو ظرفای قشنگ بزار جلو شوهرت
از لحاظ زناشویی تامینش کن
بشین خونه یک مدت فقط بله چشم بگو بهش چاخان بشه
ازش توقع نکن بیاد خونه کارای یک زن رو انجام بده
غر نزن اصلااا و ابدا..کاراتو هرجور شده انجام بده خودت
به مروووور رامه رام میشه بهت قول میدم…
وقتی خوبه خوب شد کم کم رییس میشی
فقط زمااااااان و صببببببر و سکوت و لبخند..خداشاهده جواب میگیری…دنبال دعانویس و جادو و فلانم نگرد
بشین فکر کن به حرفام..غرور و اخلاق بچگانه بزار کنار
منطقی باش..

مامان بردیا یکم از تاپیکای قبلت خوندم فهمیدم شوهرت رفیق بازه..اینم فهمیدم تو کسیو نداری و حوصلت سرمیره همیشه برای همون خیلییی وابسته شوهرتی اگه چندساعت نبینیش حالت گرفته میشه..شوهرت همه کس و کارته و خیلی وابستشی..حس میکنم شوهرت خیلی باهات راه اومده و با کم کاریایی که کردی راه اومده ولی خسته شده از گریه هات و تنهاییات و وابستگیت بهش و چون تفریحی نداره رفیق بازی میکنه که انرژیشو تخلیه کنه.. عزیزم سنت کمه تنهایی بچه کوچیکم روت فشار اورده کسیم نیست رازدل کنی پیشش برای همون اینجوریه وضعیتت..به مردا نباید گیر بدی نباید مدام پیگیریشون کنی نباید توقع داشته باشی وقتی مریضی بیاد کاراتو بکنه نباید توقع کنی بیاد بچرو بزرگ کنه
شوهرت کلافه شده چون همش بهش زنگ میزنی کنترلش میکنی مچشو میگیری دستشو رو میکنی و توی ذوقش میزنی…
اگر آشتی کردین برگشتین به زندگی ایندفعه کنترلش نکن بزار اصلا شیطونی کنه حالا یک قلیون بکشه با رفیقاش چیزی نمیشه نترس..خیلی جلوشو بگیری عقده ای میشه دیگه نمیتونی پیداش کنی مداااام بهت دروغ میگه و دنبال فرار کردن ازت میشه.. پایه باش جنبه ت رو ببر بالا..مدام با خودت تکرار کن چون راه برگشتی به خونه پدرتو نداری یکجوری زندگی کن که هیچوقت آتو دست شوهرت ندی که بگه طلاق.. اشپزیتو بهتر کن..حس میکنم بخاطر بچه داری و خستگی ذهنیت زیاد اشپزی نمیکنی و غذاهات حاضریه همش..

عزیزم میشد تاپیکاتو همه رو خوندم بهتری دیه زنگ نزد شوهرت

من هیچی از خودت و شوهرت و خانوادت نمیدونم وگرنه بهتر میتونسم راهنماییت کنم فقط اینو فهمیدم که ۲۳ سالته خیلییییییی نیاز به راهنمایی بزرگتر داری و خیلی کم تجربه ای با بچه کوچیک..خودمم سنم و تجربم بالا نیست ولی راهی که داری میری رو شبیهشو من زندگی کردم..فقط و فقطططط گذشت کن حتی یک لحظههه دفاع نکن و حاضرجوابی نکن…فقطم برو زیر چتر حمایت پدرشوهر و مادرشوهرت چون شوهرت هرکاری کنه اخرش مجبوره بحرف باباش یا مامانش گوش بده…باید تهدیدش کنن مادر پدرش که دیگه راهش نمیدن به خونشون تا بترسه و برگرده..توی این مدتم فقططط برو ازونا کمک بخواه و خجالت اصلاااا نکش..توکلت به خداااا باشه
ایشالا ازین دوره ی سخت عبور کنی هواست به بچت باشه اصلا دعواش نکن یا کتکش نزن میدونم اعصاب نداری الان..من خیلی زیاااااد درکت میکنم چون شرایط الانت گذشته ی منه..خدا هیچ دختریو بدون حمایت پدر و مادرش زیردست شوهر و خانواده شوهر نزاره..
ایشالا دست خدا پشتت باشه و بی کس نباشی گلم💔
الهی همه زنا و دخترای دنیا تنهایی نکشن

بیشتر مردا با چنتا چیز کلا رام میشن..
یکی اینکه زنی باشی که خانواده ی محکمی پشتت باشه و همیشه پدر مادرت پشتت باشن
بعدیش زنی که از لحاظ خورد و خوراک همیشه عالی باشه و مدام اشپزی کنه و خونه زندگی رو گرم بگیره ووووو مهمتر از اون اینکه زیااااااد به اتاق خوابشون برسه..حتی اگررررر مرد نخواست هم بازممممم همش فعال باشه توی مسائل زناشویی
و مورد اخر زنی که خیلی خانواده شوهرشو تحویل بگیره
و قناعت کار باشه و خرجای الکی نتراشه…

مشکل خاصی باهم نداشتین درکل؟ مثلا از یک اخلاقت ناراضی باشه و مدام همونو بهت بگه و تو رعایتش نکرده باشی؟ نمیدونم حجابت..یا رفتارت با خانوادش..یا خونه داریت..بچه داریت..چیزی بوده که همون موضوع بهانه ش شده باشه؟؟

هیچ اشکالی نداره بزار انقدررر حرف و ناسزا بگه تا خالی بشه..فقط در اسرع وقت جمع کن برو خونه پدرشوهرت
بزار هم دور و بر تو و بچت باشن که تنها نباشی و کمتر غصه بخوری همم مواظب بچت باشن بهش برسن تو الان خودت نیاز به مراقبت داری..بعدشم بهش خبر ندن تو اونجایی بزار یکدفعه شوهرت بیاد اونجا باهات روبرو شه مجبور میشه حرف بزنه..تو فقط مظلوم نمایی کن و بگو باشه هرچی تو بگی ولی من چیکار کنم الان؟ بچه رو چیکار کنم؟ بدون پدر بزرگش کنم؟
خیلی با ارامش ازش بپرس کسی رو میخوای؟ زن دیگه ای رو دوست داری؟ بگو من باید بدونم چیشده که نمیخوای ادامه بدی؟هرجور شده با مهربونی و حرف کشیدن ازش ارومش کن..هر مردی یک قلقی داره..یکی احترام یکی تعریف تمجید یکی خانوادش..هرچی داد زد هرچی فحش داد حتی خواست کتک بزنه فقط صبوری کن و گوش بده بهش

حتما در اولین فرصت برو خونه پدرشوهرت شده شب با بچت اونجا بخواب شده خودتو کوچیک کن غرورتو بشکن و اصلا ترس از آبرو رفتن نداشته باش..اونا هرچی باشه پدر و مادره شوهرتن و جلوی اونا خورد بشی بهتر از اینه که طلاق بگیری و جلوی همه کس ابروت بره.. برو شوهرتو ببین بگو من دلم برات تنگ شده تو ناراحتی ولی بچت جز من و تو کسیو نداره…از بچت و دلتنگیش بگو که دلش رحم بیاد اروم شه بشینه حرف بزنه و توعم فقططط سکوت کن اصلاااا نخواه که دفاع کنی از چیزی و کاری..فقط بگو چشم باشه قبوله عذرمیخوام مطمین باش خانوادشم پادرمیونی میکنن اینجوری یکم آتیشش سرد میشه امید به خدا..
ازین موارد چون زیاااااااد دیدم برای همون میخوام که خیلییی کوتاه بیای چون فقط همین روش جواب میده وگرنه درحالت عادی نمیگفتم خودتو کوچیک کنی..
صبرتو خیلییییییی ببر بالا تو الان یک مادری و باید مثل یک کوه محکم باشی اصلا وقت احساساتی بودن و گریه کردن نیست…افسار زندگیتو بگیر دستت..از خودت و غرورت بزن بخاطر فردای بچت..تا اخر عمرش مهر بچه ی طلاق بودن میخوره بهش! بدون پدر یا بدون مادر باید بزرگ شه..پاس میدنش همش و واقعا باید رحم کنین بهش..من تو شرایط تو باشم و پدر و مادرم حمایتم نکنن همه جور حقارتی رو تحمل میکنم که شرایط اوکی بشه بعد کم کم و اروم اروم دوباره احترام از دست رفته م رو پس میگیرم..موفق باشی مامان بردیا❤️

مامان بردیا تاپیکاتو خوندم و خیلی ناراحت شدم برات…
فقط و فقط از خوده خدا بخواه چون قدرتی مافوق قدرت هاست…هیچ نیرویی نمیتونه بالادست نیروی خدا باشه..
اینجور مواقع فقططط باید حضوری بری خونه پدرشوهرت اگه شوهرت اونجاس..بشین خانوادگی حرف بزنین جلوی همونا…حتی اگه بهت توهین کرد فحش داد آبروتو برد فقط تحمل کن و بگو باشه حق داری من بچه کوچیک دارم بزرگ میکنم اعصابم ضعیف شده..ازین ببعد سعی میکنم عالی باشم و هرچی بخوای همون میشم…
مردارو فقطططط با باشه و چشم و ببخشید میشه خر کرد
اما و اگر و ولی بیاری باز وحشی میشن تو دعوا
الانکه زنداداش خبیثت جادو کرده پس بدون شوهرت هرچی بگه از روی اثر جادو هست وگرنه هم تورو هم بچشو و خانوادشو در حالت عادی دوست داره…

وای انشالله اونی که اینقد پسته و دعا میکنه که یه خانواده خراب بشه خدا زلیلش کنه به حالو روز تو بیفته انشالله

سوره جن و سوره قدر بذار تو‌خونه
همون ملا که میگی نمیتونه کارتو حل کنه ؟

چهارگوشه خونت سرکع سفید با نمک بریز جلودر خونت هم بریز ی پیاله هم بزار روی کابینتی جایی

مدفوع سگ دود کن تو خونه رو اسفند بریز

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی