۵ پاسخ

نمی دونم پیاممو کسی می خوونه یا نه
ولی خیلی دلم گرفته
به شدت احساس تنهایی می کنم
نمی دونم چه سرنوشتی در انتظارمه
با خودم می گم کاش با کسی ازدواج می کردم که اون منو بیشتر دوست داشت نه من اونو
حسرت به دلم مونده یه بار بی هوا بهم زنگ بزنه یا پیام بده یا بگه دوستم داره
پر از کمبود محبتم
پر از حسرت
پر از خواسته نشدن
وقتی از گذشته تا الانمو می بینم هیچ پیشرفتی تو زندگیم نداشتم
امروز چند بار زنگ زدم هر بار گفت زنگ میزنم سرم شلوغه ولی نزد
من نیاز داشتم باهاش حرف بزنم
می ترسم از اینکه یه وقت بلغزم

عزیزم از این به بعد اگه طلا داری تفروش چرا اونها بالا می بری خودت پایین برای خودت حتما ماشین بخره اصلا از اون نپرس خودتا خیلی بزرگ کن بذار بفمه تو حدی شدی تا حد و اندازشا بدونه

من نمیدونم چرا این حسو داری، اما خود من هیچ وقت به این فکر نکردم که چرا شوهرم زنگ نزد حقیقتا! مثلا اکثرا صبح خودم بیدار میشم زنگ میزنم، بعد ۲،۳ ساعت دخترم میخوابه زنگ میزنم یا یهو دخترم میخواد زنگ میزنم صحبت کنه، یعنی مثلا زنگم نزنه ناراحت نمیشم به نظرم! اونم زنگ میزنه ها ولی هیچ وقت نزنه هم احساس اینکه زنگ نزده رو نمیکنم! امروز مثلا ببرون بودم گوشیم خاموش شد شانسی یه کوشی دیگه همراهم بود با دوستمم بودم سیمکارتمو انداختم تو اون خودم زنگ زدم اطلاع دادم! بعدم باز زنگ زدم گفتم جون نمیتونم اسنپ بگیرم میرم خونه دوستم باهاش بعد پیاده میام خونه!

بگو عزیزم چیشده ،بارداری؟

منم و نمیدونم با کی حرف بزنم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی