۱۳ پاسخ

من از هر چی این بچه چه اینجا چه هرجا تعریف کردم زرتی برعکس شده از همون نقطه پدر منو درآورده 😂

ایهانم از شیر گرفتن و پوشک گرفتنش راحت بود
۴ ماه و پنج روزگی سینه خیز رف دو روز بعدش نشست
اخرای ده ماهگی راه افتاد از ۹ ماهگی کلمه های راحت مث مامان بابا آقا اینا رو گف
در کنار اینا ب شدتتتتتتت شلوغ بود از همون اوله اول
ولی فوق العاده باهوشه
همه چیو زود باد میگیره خیلی بیشتر از همسناش می‌فهمه
عاشق آشپزی و باز کردن پیچ ایناس
واسش دوره ی رباتیک گرفتم خوب جلو می‌ره
چیزای راحتم می‌تونه درس کنه مث تخم مرغ اینا..

چشم میخوره نمیگم

پسر من نکته مثبتش اینه که بهش بگی کاری رو انجام نده نمیده ،مثلا چیزی که خطرناکه دست نمیزنه
با ادبه و کلمه های زیادی بلده ،شعر و خیلی چیزها زود یاد گرفت و....اذیتهاش هم زیاد بوده ولی خب طفلک دست خودش نبوده ریفلاکس و....

دخترمن ازشیرگرفتن وپستونک گرفتنش خیلی راحت بودواینکه ازبچگی خوش غذاست درعوض برای پوشک گرفتن پدرمودرآورد😄واینکه هنوزجمله بندی نمیکنه

دختر منم خیلی راحت تونستم از شیر بگیرمش اصلا اذیت نکرد و اینکه واسه جدا کردن جای خوابشم زیاد اذیتم نکرد زود عادت کرد و اینکه خیلی مهربونه 🥹❤️

پسرم ی روز بیدار شدم هم پستونک نخورد هم شیشه نگرفت
شیر خودمو هم دو روز بش ندادم عادت کرد
پوشک هم تو ده روز یاد گرفت
ولی از شیطونیاش نگم

وای خدا چ گوگولی😘
من از همه چیزش کیف میکنم‌و دوس دارم مخصوصا محبتش حرف زدنش اجتماعی بودنش یکمی لجبازه حرصم درمیاره ولی یه نیم ساعت بعدش یادم رفته🤣🤣

پسر منم تو ترک شیر و پوشک اصلا ادیتم نکرد خدا ازش رااصی باشه

لیام ک تنها نقطه مثبت ش از شیر گرفتن و از پوشک گرفتنش بود

خیلی بیشتر از سنش میفهمه

ولی دهنمو سرویس کرده 🤣🤣🤣

پستونک اصلا نخورد ۱۸ ماهگی از شیر گرفتمش یه هفته بعدش از پوشک هر دو رو راحت کنار اومد .الان قشنگ خودش میره دستشویی میشوره خشک میکنه میاد بیرون

بچه های من خیلی با ادبن همه میگن خوب تربیت کردی😍
از جیش گرفتنشون 1هفته اول سخت بود خداروشکر الان عالین
از شیر گرفتنم راحت بود پستونک تا3ماه خوردن
شیر شبم خودشون قطع کردن😂
مستقل تو اتاقشون میخوابن شکرخداااااا

خداتو شکر کن

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۳ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)