۲۰ پاسخ

کلا تو بارداریام با همه رفت امدم قطع کردم چ قبلی چ الان ینی ارامش خودم و بچه هام مهم برام

من به کل با کسایی ک رو اعصابمن رفتو امدمو حتی تماسمو قطع کردم

جاریه من عقده من گفتم اسم دخترمو میخام بزارم پناه میگه منم مدنظرم بود لامصب بزار بری سرزندگی حالا کوتابچه😂

اولا که اشتباه اسم و جلو جلو بگی
ممکن سر بارداری قبلی ام نگفتم
دیگه حاملگی چیه حسودی کنن 😂

همسایمون فهمید باردارم هفته پیش،گفت خوشبحالت دومیت پسر شده دخترتم مثل خودت قدبلند و درشته بهش میخوره کلاس دوم باشه منسه تا دختر ریز دارم مثل شوهرم داغون
اومدم خونه شبش خارش شدید واژن و عفونت گرفتم تا یک هفته هم بدون دلیل اسهال و دلپیچه داشتم نت قطع بود بیمه حساب نشد برام سه تومن خرج داروها و سرم و دکترم شد،دخترمم کنار دهنش تبخال زد یهو پخش شد تو صورتش سه مرتبه دکتر پوست میبرم همش عفونته خوب نشد،شوهرمم ویروس آنفولانزا گرفت همون موقع یک هفته خونه تنها موند من رفتم خونه مامانم،فکرکنید تمام این اتفاقا دقیقا همون روز و روز بعدش پشت هم برامون افتاد
شوهرم دوبار بستری شد دخترم کلی هزینه داروهاش شد،حساب کردم سه تایی پونزده تومن خرجمون رفت

خانواده پدریم ب شدت پسر دوستن قبل سونو هی حالمو میپرسیدن الان ک فهمیدن پسر هیچی نمیگن اصن‌انگار ن انگار من باردارم

والا من جاریم و براددشوهرم فهمیدن من باردارم یه زنگم نزدن . فقط براددشوهرم به شوهرم زنگ زد . کلا حسودی جاریم تابلو بود

والا من پدر شوهرم مادر شوهرم خیلی بهمون حسودند هرچی بخریم یا کاری کنیم اگر بتونن اونا هم انجام می دند ؛ بچه نمی تونه دیگه بیاره وگرنه این کارم می کرد 😅 الان فکر کنم ناراحته عقبه از این موضوع 😅 اول هم که شوهرم بهش خبر داد چون من از خانواده ام دور هستم ؛ ذوق که نکرد هیچ ؛ برگشت به شوهرم گفت آره دیدم خیلی چاق شده زنت 😅 این در حالیه که من خودم اضافه وزن دارم و من را کلا تپل دیده و خنده دار اون جاست که مامانم اینا چند روز بعدش اومدن مامانم گفت چه قدر لاغر شدی 😂

من میگفتم اگ بچم دختر بشه میزارم‌پناه عاشق دخترم پسر ک شد زن داداشم گفت خوب شد ما بچه دارشدیم میزاریم پناه

یکی تو بارداری اصلا حالمو نپرسید اصلا به روی خودش نیاورد و خیلی بی ملاحضه بود عید شب شام اومدن تا نصفه شبم موندن منم کمر دردی و نمیتوتستم بشینم و خیلی اذیت شدم هفته ی بعدش ک سقط شد وقتی فهمید درجا زنگ زد 🫤🫠

ماباردارنداریم فعلا

جاریم توبارداری اولم تافهمید قیافه گرفت قهرکرد الان هفت هشت ماهی هس حرف نمیزنیم بااینکه حتی سقط شددلش خنک نشد😂

بارداری اولم هنوز بچه ۲ ماهه بود شیکمم اصلا نداشتم عمم از دور اومد رد شد نگاه شکمم کرد از حسودی یادش رفت سلام کنه🤣🤣

من قبل بارداری بعضی از اقوام شوهر میگفتن ال میکنیم وبل میکنیم ولی من دو ماهم بود که به بقیه خبر‌دادم قصدشو نداشتم میخواستم سه ماهم تموم شه بعد بگم ولی زود فهمیدن الانم یه جورایی گله دارند که چرا‌زود نگفتم و حتی حالمو هم نمیپرسن😅😅😅

جاری من ک فهمید باردارم رفت اقدام کرد بچه چهارمی رو بارداره 😊الان حالا من بچه اولمه

من کسی نمیدونه باردارم واسم هم امتخاب کنیم ب کسی نمیگیم تا بچه دنیا بیاد

وایییی چه حسوددددد

چقد یارو بی سلیقه و داغون بوده😅🤣😆یعنی ی اسمم عرضه نداشته انتخاب کنه
خدا عاقبت بچشو بخیر کنه🤣

من بخاطر همین نمیخوام بگم تا موقع زایمان🥲
چون اون ذوقی ک برا اسم گذاشتن دارم از بین میره و ممکنه اون اسم و انتخاب نکنم🥲

ببین من هنوز باردار نشدم اما گفتم بچه دار شم اسم پسرم میزارم عمران خواهر شوهرم باردار بود پسر شد اسم پسرش گذاشت عمران😊

سوال های مرتبط

مامان محمدپارساپسر مامان محمدپارساپسر هفته بیست‌ودوم بارداری