۵ پاسخ

من فقط یادمه خوندم قشنگ بود
دیگه هیچی ازش یادم نیست

من خوندم از گریه منفجر شدم خیلی غم انگیزه

کامل نخوندم این کتاب و
قلم عباس معروفی رو دوست ندارم
فعلا دارم کتاب نامیرا رو میخونم

دقیقا صب داشت تی وی میدید منم رفتم کتاب بخونم تا دید کتاب میخونم پاشده ی کوله بار کتاباشو اورده انداخته میگه بییخوون

عزیزم میشه اسم بازیش رو بذاری

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
امروز دوتا صحنه اتفاق افتاد که دلم برا بچم کباب شد؛البته بازم پیش اومده بود این شکلی
این بود که من داشتم کتاب میخوندم بعد به هیما گفتم میای نقاشی بکشیم؟! گفت عه تو نمیخوای کتاب بخونی؟میخوای با من نقاشی بکشی؟😍😭
یه صحنه دیگه هم داشت گریه میکرد گفتم بیا بازی کنیم بعد با همون حالت گریه گفت مامان حوصله داری بازی کنیم ینی؟😭
هیما اینجوریه که همش میخواد با یکی بازی کنه، جایی مهمونی بریم اگه بچه داشته باشن ما اصلا هیما رو نمیبینیم همش بازی میکنه؛یا تو خانه بازی و بیرون فقط دنبال بچها میکرده باهاشون دوست شه و بازی کنه
حالا با توجه به اخلاق این بچه منی که تصمیم قطعی داشتم برا تک فرزندی الان دارم میلغزم😭میگم این بچه گناه داره تنها باشه تو خونه…
از طرفی میگم نکنه بیارم باهم نسازن بدتر دعوا شه🙁🤣من شاغلم بچمو مامانم باید نگهداره و خیلی سختمه خونه داری و بچه داری و کار ولی خب از نظر مالی و‌کمک داشتن خدایی میتونم بچه دوم بیارم،ینی تصمیم قطعیم بخاطر گشادیم و فرار از سختی های بارداری و بچه داریه حقیقتا
حالا کلا نظرتونو‌ بگین😭شوهرمم خیلی اصرار داره اقدام کنیم