۸ پاسخ

نترسیده از چیزی

آخی عزیزم نگاه سعیده جان احتمالا دم چشم رفته براش صدقه بزار زیر بالشت اش که می‌خوابه بعداش بده به یکی که نیاز داره هر چی در توانت هست و تخم مرغ براش بشکون هلیا بس زبان و رستا دختر منم همش هر موقعه میرم سمت مرودشت یا جایی همین جوری میشن

عزیزم چشم نظر کردن براش اسفند دود کن و ی دونه تخم مرع ب نیت چشم نظر دور سرش بچرخون بعد بشکونش

اگه چیزیش نیس چشم نظره پسر من چشم میخوره همش گریه میکنه

براش اسفند. دود کن

دختر من یبار گوش درد گرفته بود اینجوری شده بود ببین نکنه از اونه

ترسیده

ببین چیزی تو لباس هاش نیست اذیتش کنه

سوال های مرتبط