۱۳ پاسخ

واقعا یک روزم خاطره خوش ندارم واقعا اوضاعم خراب بود هر روز ارزوی مرگ میکردم .

چه شوهر خوبی🥰

من که هیچی قند بارداری داشتم همش با استرس گذشت ولی تا یه روز قبل از زایمان اونم دوقلو کار میکردم و مژه کارم

من کلا تو بیمارستان بود
دائم فشارو قندم پایین میومد
زیر سرم بودم
میومدم خونه یک ساعت خوب بودم
باز از اول شروع میشد
دائم استفراغ
۹ ماه حالت تهوع
متنفرم از بارداریام

من تو کل بارداری ویار داشتم و هیچی نمی‌تونستم بخورم
هیچی ها
من وزنم تا آخر بارداری اضافه نشد
همش خوابم میومد به شدت بی حال بودم
بوی غذا میومد عوق میزدم
مجبورا برای شوهرم غذا درست میکردم بعد میرفتم می‌نشستم. تو. بالکن. تا بوی غذا از خوونه بره
با همه این اوصاف یه شوهر ااحمقی داشتم که فکر میکرد همه اینا ادا و اصوله و مدام دعوا داشتیم که چرا کار نمیکنم

من که استراحت مطلق روزی 2تا امپول میزدم دوس ندارم دیگه تجربه کنم بارداری رو

خاطره خوبی ندارم چون سقط وزایمان زودرس داشتم همش استراحت بودم ودر رفت وامد دکتر به شهر دیگه
امپول انوکسا میزدم 9ماه خیلی درد داشت شکمم همش کبود شده بود
فقط بهترینش این بود که رفتم سونو بهم گفت دختره
رو ابرا بودم وباورم نمیشد خدا بهم دختر داده

الهی چشم بد ازتون دور باشه

دمش گرم چه شوهری ازچشم بد دورباشه😂

خوشبحالت😁 من خانواده اجازه نمیدادم حامله مسافرت برم. از آخر با بچه سه ماهه پاشدم رفتم ایرانگردی🤣🤣

من هر ماه تو جاده بودم من حامله بودم شوهرم جوصلش سر میرف دلش مسافرت میخاست میره شهر خودشون😂یه جوری بود که بهش گفتم اینقد تو جاده بودم اخرسر تو جاده میزام

چه همسر خوبی خدا بهت ببخشه

عزیزم چه خوب😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان محمد✨وتوراهی🌱 مامان محمد✨وتوراهی🌱 هفته دهم بارداری
مامان شاه پسرمون مامان شاه پسرمون ۱۲ ماهگی
امشب یهویی با خوندن تاپیک چندتا خانم باردار یاد دوران بارداری افتادم🥲شما یادتون مونده سختی هاش؟؟من اونموقه که باردار بودم فکر میکردم تا اخر عمرم یادم میمونه دارم چه روزایی میگذرونم ولی الان واقعا کم و بیش یادمه و انگار خاطرات یه سفر خیلی شیرین تو ذهنمه و هیچی از سختی هاش یادم نیست🥹🥲
سخت بود ولی چون نتیجه اش شیرینه برامون گذرا میشه...
واقعا خدا ما زن ها رو قوی آفرید❤️
من سه ماه اول بخاطر جفت پایین و هماتوم استراحت مطلق بودم،یک ماه کامل خونریزی داشتم...
بعدش سرویکسم پایین بودم و سرکلاژ کردم بعدش پساری گذاشتم ...
کماکان استراحت بودم ولی مطلق کامل نه استراحت نسبی
بخاطر غلظت خونم از موقعی که فهمیدم باردارم تا روز زایمان آمپول انوکساپارین زیر جلدی زدم
هرروز شش ساعتی شیاف زدم
هفته ای یدونه آمپول پروژسترون زدم
دارو هم زیاد داشتم ولی یادم نیست چی بودن

حالا یکی به من بگه تو که همه رو یادت بود لامصب چیو میگی یادم رفته😂😂😂😂
شماهم از خاطرات بارداریتون بگین