۱۳ پاسخ

تاحالا به هیچ مادری نگفتم کارات در مورد بچت اشتباهه تا پیام شما رو دیدم
شب بچه میبرن حموم؟
شیرموز شرکتیییییی؟؟؟؟؟حتما دل درد هست
بچه رو اینقدر گرم میگیرن حتی اگه از حموم در اومده باشه؟
۳سی سیییییییی پاراکیددددد؟چه خبره؟
خودت رو اصلاح کن تا کار دست بچه ندادی عقل هم خوب چیزیه

منم شیرموز شرکتی دادم‌‌هفته پیش خیلی گریه کرد دل درد شد دخترم

عزیزم اگر هم تب داشته باشه با این همه استامینوفنی که دادی بهتر میشه تا چند ساعت که اثر داره ولی چون زیاد دادی حواست به علائمش باشه من نمی‌دونم زیاد دادنش ممکنه چه اثری داشته باشه اما لطفا تا چند ساعت نخواب و بالای سرش باش
من اگر بودم و حس میکردم دل درد داره میزاشتمش روی پام و تکونش میدادم و شکمش رو در جهت عقربه های ساعت آروم ماساژ میدادم و پاهاش رو مثل دوچرخه ورزش میدادم آروم که اگر نفخ کرده باد توز روده های خارج بشه و اذیتش نکنه
اون که سرش عرق کرده هم بخاطر همینه که پتو روی سرش بوده به نظرم، گرمش شده تایم طولانی عرق زیاد کرده ، واسه پسر منم پیش اومده تا حالا
ولی بازم همه‌ی اینهایی ما میگیم تجربه ها و نظرات خودمونه، شما از نزدیک داری میبینی علائمش رو
اگر دیدی شرایط خدایی نکرده خوب پیش نمیره حتما تماس بگیر با اورژانس و واسشون توضیح بده راهنماییت میکنن و میگن چیکار کنی

صد در صد دلپیچه گرفته اگه داری یکم گریپ میکسچر بهش بده

شیر خورده بعد شیر خودتو دل درد گرفته گرمشم شده .پاراکید شربت دادی؟

اگرم علائمی نداره سرفه واینا بخاطر شیرموز شرکتی هست دل درد شده نتونسته بخوابه شایدم آب تو گوشش رفته

عزیزم چون حمومش دادی مریض شد بچه ان نباید شب حمومش بدی

چرا اینهمه پاراکید دادی؟؟؟!
اگه تبم داشت انقدر نباید میدادی

عزیزم شاید شیر خورد دلدرد داره

تب نداره

شاید از گرما بیدار شده خیلی پوشوندیش گرمش شده یا خواب دیده
عزیزم سعی کن از این شیرموزهای آماده ندی چون اسانس دارن قبل اینکه نت ها قطع کنن من یه کلیپ دیدم از شیر ماجان از این ۲۰۰ میلی لیترها کوچیکا که شیره سبز شده بوده خانومه فشار میداد از نی شیرسبز بیرون میزد

نه عزیزم سرما خورده
گلوش درد میکنه صدرصد

خدانکنه ولی فک کنم مریض میشه

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۱۷ ماهگی
دومین روز ترک شیر
با اینکه شیر شب قطع شده بود ساعت 4 صبح بلند شد و تقاضای شیر کرد راه بردیمش یکم آب خورد و خوابید ساعت 6 دوباره بلند شد و این شیر پاستوریزه خورد و یادش رفت و شروع کرد به بازی کردن صبحونه تخم مرغ آبپز خورد و از خونه زدیم بیرون
بیرون چندباری یادش افتاد ولی خب حواسش به ماشین ها پرت شد و درویر خوردن بادام زمینی شد نزدیک های ظهر بردمش آرایشگاه و خب چون هم خوابش می اومد و هم باباش نبود کلی گریه کرد و بعدش تقریبا نصف یک رانی چند دونه پفک و یکم چیپس خورد (باج گرفت اینا رو) ناهار چون قهر بود بخاطر شیر خوردن نخورد و یکم با سختی خوابید وسط خواب بلند شد شیر پاستوریزه خورد و دوباره خوابش برد
عصرونه بستنی خونگی خورد چندساعت بعدش سیب زمینی سرخ شده چون ناهار نخورده بود
شام هم جون حواسش به بازی بود نخورد
ولی یکم هندونه و هلو بعدش خورد
شب تو راه خونه خوابش برد و تا صبح اصلا بیدار نشد
امیدوارم بقیه روزها هم به خوبی بگذره
در کل سخت تر از روز اول بود