قدیمیاخیلی دیمی بچه روبزرگ میکردن اکثرااا نزدیک هم بودن وزندگی میکردن بهم کمک میکردن یامادراونقدبچه داشته بچه هاش کمکش مبکردن فرصت نداشته غربزنه
قدیم انقدررر بچه داشتن که بچه بزرگا کمک مادر بودن . کوچیکا هم صبح میرفتن تو کوچه و شب موقع خواب میومدن میخوابیدن فقط.
مادر نمیفهمید بچش کی بزرگ شد تو کوچه .
ميدوني اون موقع انقدر دردسر نداشتن ما هم مادريم هم زنيم هم كارگر خونه ايم هم كارمنديم هم بايد بريم خريد خونه رو بكنيم هم چيزا در كنار هم شده با توجه به شرايط الان هم بايد پولمونم مديريت كنيم
اون موقع انقدر مسئوليت با هم نبود
در كنار همه ي اين ها بايد حواسمون به زندگيمونم باشه كه يه نفر نياد كه شوهرمون هوس كنه بره سراغش
خود من امروز ٣٠ تا داروخونه رو زنگ زدم تا تونستم شير پيدا كنم بعد با اسنپ رفتم دنبال شيرخشك و خريد خونه و كلي كار ديگه اونم با بچه
قديم هيچ وقت اينطوري نبود
ماها خیلی حساسیم
بچه چی بخوره چی بپوشه کی بخوابه با چی بازی کنه کجا بازی کنه
قدیما اینقد سرشون شلوغ بوده اصن نمیفهمیدن بچه چی شد چی نشد
خیلی هم رسم بوده قدیم تریاک میدادن که بخوابه بچه
الان اونکارا رو نمیکنه کسی دیگه ، طبیعتا سختتره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.