پسر منم کپ باباشه. مطمئنم عوض نشده
فکرنکنم اونجوری باشه دیگه جلو چشم آدم لباس میپوشونن و دست بند میزنن ب دستشون
اینقدر دخترم شبیه باباشه حتی اخلاقش هم شبیه خیالم راحته بچه خودمه😂😂😂
من که زایمان کردم هرکدوم اتاق جدابودیم کنارمونم برای بچه هایه تخت بود زایمان کردم یه ساعت همونجا بودم بچمم کنارم بود
من جمعه دردم گرفت سزارین کردم جز منم کسی نبود که زایمان کنه
دو نفر بودیم بچه اون خانم پسر بود خیالم راحته بعد چند ساعت بعد اون خانم من زایمان کردم
روز زایمان فقط من بودم آخرای زایمانم یه خانم دیگه هم اومد
منم روز زایمانم تو بیمارستان فقط بچه من پسر بود بقیه دختر بودن خیالم راحته
والا پسرم اینقدر شبیه باباشه ک یک درصد هم ااشتباه نشده😂
دلوین به دنیا اومد گذاشتنش رو سینم بعد چون سینه نمیگرفت بردنش پیش دکتر بعد رفتم تو بخش بین ۵یا ۶تا نوزاد بود
خواهر شوهرم میگفت مطمئنی خودشه گفتم آره خودشه😂🤦🏻♀️❤️
وای من چقدر ازین اتفاق میترسیدم،
همیشه میگفتم خدایا دخترم یه نشونه ای مثلا موهاش یا مثلا چال فکی چیزی داشته باشه که من سریعا بتونم بشناسمش و خدایی نکرده عوض نشه 😁
خداروشکر اولین چیزی که تو چهره ش توجهم رو جلب گرفت چال فک ش بود که دقیقا مثل خودمه 😁 و اولین کسی هم که اون روز رفت اتاق عمل برای زایمان خودم بودم.
همون لحظه بچه رو نشون دادن جلو خودم به دست وپاش دستبند انداختن فیلمبردارم بود ابروهاش پیوندی بود کپ خودم اون روزم خیلی شلوغ بود خیلی
من که بچمو ندیدم سریع بردنش nisu
ولی شبیه خودمه
شبی که من بستری شدم و زایمان کردن هییییچ بنی بشری تو زایشگاه نبود تنها بستری خودم بودم بقیه اتاق ها بسته بود و چراغها خاموش 😂انقد سوت و کور بود که خجالت میکشیدم جیغ بکشم
من دخترم کپ خودمه ... سزارینم بی حسی بود تا درش اوردن اینو نشونم دادن تواتاق عمل بعد بردن لباس پوشوندن
بچم رنگ چشاش سبزه مث باباش
لپش چال داره مثخودم
شباهت خیلی زیادی با بچه خواهرم هم داره 😅ینیاگ میخاستن هم نمیتونستن جاب جاش کنن لو میرفتن 😅
بچه من اولیش کپ بابامه
دومی کپ پدرشوهرم
یعنی توی فامیلامون همه میگن نسترن خواسته دل هیچ کدوم رو نشکنه
😆🤣🤣
دخترم کپی برابر اصل منه چال لپ داره تا کجا در نهایت واسه خودمونه😅
من که بچه هامو ۲ روز بعد زایمان دیدم اما مطمئنم چون ۲تاشون کپی خودم و داداشم هستن 😂😂
از مجردیم میترسیدم اینجوری شه ولی بچم کپی فیس باباشع😂😂
بعدشم الان سخت گیریا خیلی خیلی زیاده ،فک نکنم امکان داشته باشه عوض بشن
بعد زایمان ک شوهرم رفته بود دنبال شناسنامه گفته بودن چون بیشتر از ۵ساله ازدواج کردین باید مادر بچه با شناسنامه بیاد ببینیمش بعد شناسنامه بدیم ،گفته بودن بعضیا بچه دار نمیشن میان بچه میدزدن از اینجا واس همین این قانونو گذاشتیم
من موقع ک زایمان کردم اصلا زایشگاه هیچکی نبود بعدش ی چندتا اومدن ک پسرداشتن
و منی که فیلم اتاق عمل رو دارم
روز زایمانم از ۸صب بستری شدم تا یه رب ب ۱۰شب دنیا اومد
تا من زایمان کنم چندین نفر اومدن زاییدن رفتن 🤣
دیگه من اخرین نفر بودم ،بعدسم دماغش کپ دماغ مادرشوهرمه 🤕
اون روز که من زایمان کردم اتاق بغلیم یه آقای از چین و خانوم ایرانی بچه شون هم بدنیا اومده بود بعد چشای بچه من بادومی ..به شوخی میگیم این عوض شده😅
من بچمو تو همون اتاق زایمان کلا دادن بقلم بودم باخودم بردم اتاق تو بخش مادرا پیش تختم😄😄😄عوض نشد
پسر من ک کپی داداشمه😐😂
خب مگه لحظه ای ک بچتونو نشون میدن چهرش یادتون نموند ک ترسیدین عوض شه
من زایمان طبیعی بودم تا دخترا دنیا اومدن گذاشتن بغلم منم خیلی خوب نگاهشون کردم 🤧🥹 البته تنها بودم سر هر دوتا زایمانم کسی جز من نبود
پسرم ک بدنیا اومد ۴ کیلو ۲۰۰ بود هیچ بچه ای اونجا نبود اونا ۳ کیلو تا ۳ و نیم بودن من ک وزن بچمو می دونستم اگ وزن هم نبود پسرم کپ منه از بین ۵۰ تا هم بچمو تشخص میدادم
بلافاصله بچه رو میارن دم صورت ادم بعد کلی عکس و فیلم هست مشخصه که عوض نمیشه مگر اینکه تو جاهای دور افتاده یا بی امکانات
موهات چ خوشرنگه چقد هزینش شد ؟
روز زایمان فقط من تنها بودم و طبیعی که شوهرم کنارم بود از طبیعی اینکه شوهرم موقع درد کنارم بود دوس داشتم یکی دیگه سز بود اون پسر داشت منم فوبیاشو داشتم که خداروشکر این مدلی شد
ولی روز قبل زایمانم چون رفته بودم مشکوک به ابریزش بودم رفتم بلوک زایمان سه چهارتا زن داشتن زایمان میکردن خداروشکر فرداش تنها بودم 😊
همین ک زایمان کردم تو اتاق عمل منو ی گوشه گزاشتن برای ریکاوری بهوش ک اومدم کنارم بود پسرم دادن بغلم بعد ک شیر دادم بهش گزاشتن رو سینم و اینا پسرم دادن ب شوهرم مامان اینا با تخت
شوهرم مادر شوهرم مامان بابام داداشم دوتا عمه هام خواهر شوهرم همه اومده بودن تو ورودی در اتاق عمل مادرم پسرم رو لباس پوشوند بعد پرستار ها بردنش اتاق بعد هم خودم رو بردن
منم بچم کپ بچگیای خودمه😂
یک در میلیون اتفاق میوفته😁دختر منم اون روز پرستار گفت فقط تو دختر آوردی بقیه همه پسرن🥰
من پسرمم کپ مادرشوهرمه
از. من. که من بیهوش شدم نفهمیدم من حتا نفهمیدم. روی سینم گذاشته. از درد زیاد. بیهوش شدم رفت 😢فقط همینو فهمیدم. خیلی بخیه خوردی و بند ناف بچت خیلی کوتاهه همینو تا اومدن بزارن. نفهمیدم. چی شد. وقتی هم به هوش اومدم دیدم که دارند شیرش میدن. بعد هفت ساعت😢😢😢. . اگه جا به جا شده. 🤦
ولی. خدارو شکر مثل خودمون. بودس دیگه. 😂
ولی منم زیاد شنیدم. جا به جا میشه بچه هاشون.
من بیمارستان خصوصی بودم دکترم زنگ زدن اومد فقط من رفتم اتاق عمل بقیه هر کی دکتراشون جدا بود، اینجور اتفاقا بیشتر تو دولتی میفته البته الانا که اصلا امکان نداره یا درصدش خیلی کمه
منم تنها زایمان عصر بودم بقیه همه صبح زایمان کرده بودن تو اتاق زایمانم وقتی بیهوش بودم داده بودم فیلم گرفته بودن از پسرم یه چیزی مث نشونه رو دستش بود بعد ک به هوش اومدم فیلم رو نگا کردم سریع دستشو چک کردم 😄
ما دو نفر تو اتاق بودیم واسه من پسر بود واسه اون خانم دختر .پسرم اینقدر لب پروتزی و.....بود فکر میکردن دختره😅
خب وقتی زایمان کردیم بچه بغل خودمون بود همونجا لباس تنش کردیم رفتیم با هم بخش
دیگه جدا نبودند که بخواهند عوض بشن
در این مورد خیلی یادم نمیاد ولی دخترم کپی خودمه😁
طبیعی زاییدم همونجا بچمو بغل کردم شکلشو دیدم همونجام پیش،خودم دستبند زد بهش با خودمم بردم تو بخش
من از وقتی زایمان کردم دخترم پیش خودم بود تا وقتی به اتفاقا دیگه هم منتقل شدیم باهم رفتیم تو اتاق خیالم راحته😁
چ قشنگی شما😍
طبیعی بودم خودم بودم فقط و همونجا لباسای بچم تنش کردن دادن بغلم
من موقع زایمان خودم تنها بودم خداروشکر .
پسرمم انقد شبیه باباشه ک حتی اگر بچه های دیگری هم اونجا بودن اصلا شک نمیکردم ک عوض شده باشه😂😂
عین ی سیبی هستن ک از وسط نصف شدن فقط رنگ پوستشون فرق داره
ولی چند سال پیش تو ماه عسل دیدم دوتا بجه جا ب جا شده بودن
من تنها اون روز زایمان کردم😅
شب زایمانم فقط من بودم کسی دیگ نبود برا زایمان و سزارین بودم همون دقیقه از شکمم دخترم ذر آوردن دیدم🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.