۷ پاسخ

شوعر من بلد بود با پول خرید

خب وایسا اون افسر عوض شه با یکی دیگه برو
زمان ما ک اینطوری بود هر هفته با هر دوهفته یکبار افسرا عوض میشدن
بعد اولین نفر نشین پشت فرمون استرستو کم کن اون میفهمه استرس داری ردت میکنه به چیزای کوچیک دقت کن
منم بار دوم گرفتم ۹ سال پیش
تو ک زنی اگه جایی بگی دفعه چندم گرفتی کسی چیزی نمیگه به خاطر استرس ک میگیریه من یه مرد میشناسم ۱۱ دفعه رفت تا تونست بگیره پشت فرمون پدرزنش نشست پدرزنش بهش گفت از تو راننده در نمیاد 😂 نگران نباش بلاخره میگیری

۵بار رد کرده؟!چه خبره اذییت میکنه باهات لج کرده افسر من انقد ماه بود همون بار اولم قبول شدم من میخواستم استارت بزنم گفتم بسم الله ذوق کرد به بسم الله میگفت آفرین🤣الان ۸ساله رانندگی میکنم یبارم تصادف نکردم انقد رانندگیم خوبه همه تعریف میکنن ببین این افسر به چیا گیر میده ولت نمیکنه مشکلشو پیدا کن

عزیزم افسر تو قوانین خیلی حساسه.لااقل برا من اینطور بود.مثلا از پشت ماشین سوار شدم نه جلو...ماشین روشن بود اجازه گرفتم خاموش کردم دوباره روشن کردم اگه اجازه نمیداد همون طور روشن بود باید ادامه میدادم....یادمه یه کلمه بود به اسم (صکادرات)یا (صادرکات)الان خاطرم نیست پشت فرمونم ننشستم چون باردار شدم ولی خوب یادمه که خوب یاد گرفته بودم.حتی زیاد باشوهرم تمرین نکردم همش یه سری یه ساعت....
بعد افسر به من گفت حرکت کن من اول که حرکت میکنی باید یه مقدار بیای بیرون بعد وایسی یه نگاه به پشت از پنجره بندازی بیای بیرون حتی گفت برو اونجا پارک دوبل کن من اجازه گرفتم چون بیست متر جلوترش مدرسه بود....دور دو فرمون گفت.....
خلاصه من امتحان ایین نامه بار اول قبول شدم بعدش فهمیدم باردارم که دکترم گفت نرو چون استرس میگیری و بخوای قبلش تمرین کنی استرست خیلی میشه...من یه سال بعد آیین نامه،شهری رو رفتم نمیدونم فکرکنم دخترم شیش هفت هشت ماهش بود چون میترسیدم کارتکسم باطل بشه...
انشاالله موفق باشی

تمرکز کن اصلا استرس نداشته باش که استرس خراب میکنه همه چیو به قول مربیم باید روزت باشه من روز قبولیم واقعا روزم بود انگار یه راننده چندین ساله بودم افسر گفت قبلا هم میشستی پشت ماشین گفتم نه بعد گفت احسن ولی دیگه اونجوری نتونستم رانندگی کنم🤣🤣🤣🤣

بهونه های کوچیک مثلا چی؟

با پول بخر

سوال های مرتبط

مامان دخمل باباش 🩷 مامان دخمل باباش 🩷 ۳ سالگی
مامانا توروخدا کمکم کنید دخترم دیگه پاک دیونه روانی ام کرده کم مونده برم تيمارستان بستری شم از دستش بخدا کم آوردم دیگه مغزم نمی‌کشه نمیتونم بس که گریه میکنه بهونه های الکی میاره نق میزنه صبح که چشاشو باز میکنه تا خود شب که ساعت یک می‌خوابه فقط گریه نق بهونه گیر دادنای الکی اصلا اصلا با من نمیسازه همش باهام دعوا میکنه سرم جیغ میزنه حرفای بد میزنه ن میزاره بشینم دو دقیقه ن میزاره بخوابم ن میزاره استراحت کنم ن میزاره یه ذره چیزی بخورم همش گریه گریه گریه جیغ داد با هیچ چیزی هیچ کسی هم آروم نمیشه غذا هم لب نزده یک هفته ست مریض نیس ولی نمیدونم چرا اینجوری میکنه دیگه نمیتونم بخدا کم آوردم شوهرمم درکم نمیکنه همش چپ راس میره میگه خوبه که بارداری مگه فقط تو بارداری شوهرم از دخترم بدتره از سر کار بیاد تا شب بجا که کارام کمتر بشه بیشتز میشه کارا شوهرمم باید من بکنم کاش باردار نبودم شاید اعصابم آروم نر بدنم مقوی تر بود چیکار کنم راه حلی دارید بگید 😭😭😭😭😭