من هيچ كمكشون نميكنم اصلاااا فقط اون جاريم كمكشون ميكنه
حالا جاريمو ميخان چون نوكريشون ميكنه
منو نميخان چون كمكشون نميكنم
حالا دارن برام خونه ميسازن. ك برم و ديگه قيافمو نبينن 🤣🤣
ولي اون جاريمو نميزارن بره خونه بگيره
تو اگ كار كني و باهاشون خوبي ك ديگ خونه برات نميگيرن حتي اگ شوهرت خاست هم نميزارن
من هميشه باهاشون دعوا دارم
ن نهار ن شام پيششون نميشينم
كلا پيششون نميشينم همش تو اتاقم باهاشون راحت نيستم بيرون باهاشون نميرم
تا بارداری کم کم سعی کن خونت جدا کنی بری وگرنه با یه بچه دیگه خیلی سختت میشه
از اولم رو دادی خودت کار کردی وظیفه شد برات
الان دیگه کار نکن بزار خودشون انجام بدن
وای زندگی با قوم شوهر فاجعست
ما قبل خونمون آماده بشه عروسی گرفتیم مادر شوهرم گفت بیایین پیش ما زندگی کنید تا آماده بشه برین خونه خودتون بابام نذاشت گفت همینجا پیش خودم میمونه تا زمانی خونش درست بشه یک سال خونه بابام موندیم اگر رفته بودم اونجا دق مرگم میکردن بسکه آدما خوبین😒😂
خب کار نکن وظیفه تو نیس ک. خودت بدعادت کردیشون
من خانواده همسرم دعوتم میکنن نمیرم
امشب همه رو دعوت دادن، ب همسرم گفتم خودت برو
چون خییییلی رفتن سمتشون سنگینه
بخدا هربار رفتیم دعوامون شده
نمیدونم چرا اینقد برامون سنگینن
ما سمت تهرانیم، اونا کرج.... من حتی نمیتونم تو محله اونا زندگی کنم چ برسه پیششون
ن که بگگم محله اونا بده.... منظور از نزدیک بودن گفتن
۷ سال با اینکه خونه جدا داشتم مجبور بودم کاراشون رو میکردم تا خونه تکونی امسال که بار دوم باردار شدم گفتم جدا میشم حالا هیچ کدوم یبارم حالم رو نمیپرسن ولی برام مهم نیست فقط ازشون جدا بشم برام بسه .چقدم پشتم میگن که من بدم منم به خدا سپردم
بگو دکتر بهم گفته استراحت کنم ، به مرور زمان هم رابطتو محدود کن مثلا من تا بحال تنهایی خونه مادرشوهرم نرفتم با شوهرم میرم و برمیگردم کلا سعی میکنم باهاش تنها نباشم
من یک سال از عقدم خونه اونا بودم عذاب اور ترین روزهام اون موقع بود خداروشکر ک گذشت
تو طویله زندگی کنی ولی با خانواده شوهر یک جا نباشی! من دوماه طبقه پایین خونشون بودم نتونستم تحملشون کنم خونمو عوض کردم رفتم جای دیگه! خدا لعنتشون کنه! مادرشوهر عفریته و خواهرشوهر فتنه
اشتباه میکنی عزیز من
کارای خونشون وظیفه تو نیس ، تو حتی الان کارای خونتم کامل وظیفه تو نیس باید کمکت کنن همه
هنوزم هستن کسایی ک با خانواده شوهر زندگی کنن واسه دوران قدیم بود .من هفت سال باهاشون زندگی کردم نابود شدم .
چرا یه نفر ازین قوم الضالمین راضی نیس؟؟ همچنین خودم🤣
یک ثانیه زندگی نمیکنم باهاشون
متنفرم ازشون
دقیقا منم مث خودتم خسته شدم بخدا هروز دارم گریه میکنم
صبح که صبونه میخورم تا شب تو اتاق خودم فیلم میبینم تا شوهرم بیاد
من یساله باهاشو زندگی میکنم یه اتاق تقریبا بزرگ کنار خونشون دارم که غذارو با اونا میخورم ولی از وقتی باردار شدم یبار خونرو یا ظرفارو نشستم😂هماتوم که داشتم شوهرم فهمید استراحت دارم گفت دیگ نزارین کار کنه ولی بعضی روزا غذا میپزم
من چهار ماه بهاشون زندگی کردم اندازهی ۴۰ سال از عمرم کم شد عزیزم تا وقت داری ازشون جداا شو بعد نمیتونی
وای خیلی سخته من بیشتر از ۱روز نمیتونم تحمل کنم😂🤦🏻♀️
وای دقیقا🥲منم تو همین وضعیتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.