سلام دوستان عزیزم
میخام کارهایی که خودم انجام دادم رو بهتون بگم
حقیقتش من دوسال پیش با اولین اقدام باردار شدم ولی نشد و پوچ
بود خلاصه بعد س ماه رفتم دکتر و اقدام طبیعی نشد بعد شش ماه آمپول دادن بهم ک باز با وجود فولیکول خوب نمیشد آزمایش اسپرم همسرمم مشکلی نداشت ولی خب نمیشد
بعد یکسال منو فرستادن عکسی رنگی که کاش زودتر میرفتم فهمیدن دو تا لوله هام بسته است ک با عکس باز شد
بعداً باز آمپول و دارو اینا دیدم نه هرماه پریود میشم گریه و زاری خلاصه تا رفتم آی یو آی کلی استراحت گفتم مثبت میشه ولی باز منفی شد انقد گریه کردم که حد نداشت
همسرم گفت بیا بریم سمت دارو گیاهی رفتیم یه عطاری معروف توی یزد ک تعریفشو شنیده بودیم وقتی رفتیم گفت مشکلی نیست ب زودی باردار میشی اومد و ی سری دارو داد ب ما تقریبا ده تومنی شد بعد ی سری دستورات غذایی هم داد گفت فست فود و شیرینی و مرغ ماشینی کامل حذف
ما دو ماه لب ب هیجی نزدیم ب جای مرغ بلدرجین خوردیم گوشت و میوه فراوون مخصوصا انار و آناناس هم خوردم قبل تخم گذاری از روز اول پریودی هم پیاده روی داشتم
پس خواهش میکنم قدرت اصلاح سبک رو دست کم نگیرید من خودم هی می‌گرفتم وسطش بعد دو روز ول میکردم
یکی از داروهایی ک ب ما داده بودن عسل و سیاهدونه بود
و اینکه ی دارو ب همسرم دادن ک کل وجودش شد جوش ولی خب برای ما فایده داشت گفتم بزارم ایشالا بدرد شما بخوره شماهم از جشم انتظاری در بیاید چون دوسال کارم گریه بود
دعا کنید منم بارداری سالم داشته باشم

۱۰ پاسخ

ممنون از اشتراک گذاری تجربه ات
انشاالله بسلامتی نی نی رو بغل بگیری ♥️

عزیزم نکته ی مهمی که توی حرفات بود این بود که همسرت همراهی میکرد

شوهر من که اصلا اینا رو قبول نداره منم خسته شدم از اصرار زیاد و ول کردم
به سلامتی زایمان کنی انشالله

میگم شما تنبلی تخمدان نداشتین؟
شبا چه ساعتی میخوابیدی و روز چه ساعتی بیدار میشدی

سلام از این داروها استفاده کردین صبح باید خورده بشن یا شب حقیقت یادم رفت از دکتر بپرسم

تصویر

الهی که خدانگهدار خودت و نینی باشه تا اخر مسیررر بارداری

عزیزم بسلامتی نی نی تو بغل بگیری
یه سوال عسل و سیاهدونه رو چجوری خوردی خودت خوردی یاهمسرتم خورد؟تو پریودی تم‌ میخوردی یانه؟ناشتا میخوردی صبح یا تو طول روز؟چقد میخوردی چند قاشق

ان‌شاءالله بسلامتی دنیا بیاد 🙏

انشاالله که بغل بگیری بسلامتی

ممنون گلم انشالله به سلامتی نینیتو بغل بگیری🥰

انشالا به سلامتی سپری کنی

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته نهم بارداری
خانمای اقدامی ک دوست دارن سریع باردار بشن بیاین تا بگم چ طور باردار بشین


من بعد ۷ ماه اقدام باردار شدم من ۳،تا ۵ ماه اول اقدامم هر لحظه و هر ثانیه فکرم بارداری و اقدام و اینا بود بعد کم کم دیدم نه بابا حاملگی در کار نیست دیگ زیاد پی بارداری نبود حتی برج ۶،۵ جلو گیری میکردیم ی بار اقدام کلا ۲ بار هم رفتم دکتر بهم دارو داد ی بار لتزول و دوفامد خوردم پریودم منظم شد بعد ۲ ماه نرفتم باز ماه ۳ رفتم بهم متفورمین داد و کلومیفن و دوفامد بعدم گفت ک برنج شبا نخورم و غذا های چرب و چیلی من روغن رو کم کردم برنج رو خیلی کم کردم دیگ اینجور شیرینی جات هم گفته بود حذف کن ولی همون ماه اینقدر خودم درست میکردم کیک یا شوهرم از بیرون میخرید ک چی هنوز روز مادر و شب یلدا هم بود فکرشو بکنین روز مادر خونه مادرشوعرم ۵ تا کیک بوده و ی عالمه شیرینی ۴،۵ بار شیرینی دور دادن خیلی کیک و شیرینی خوردیم جوری ک شام نخوردم من خونه خودمم ی کیک کامل رو ۲ تایی خوردیم شب یلدا هم خونه مادرشوعرم کیک درست کردم بردم واسه خونه خودم هم خونه مادرم 😂😂بعدش دیگ ورزش رو شروع کردم و رژیم رو و حذف شیرینی جات ی ۳،۴ روز ب موعودم مونده بود دیگ اصلا فکر بارداری نبودم انگار ک حاملگی وجود ندارد دیگ فکر میکردم حامله نمیشم اقدام میکردما ولی ب ۱ ثانیه نکشیده میرفتم دستشویی و کلا بخوام بگم انگار حاملگی وجود ندارد یا اصلا جوری بودم ک تو اقدام نیستم و مثل کسایی ک جلوگیری میکنن و ب بچه فکر نمیکنن اینطوری زعفرون دم کرده خوردم قهوه برا لاغری خاکشیر و عرق کاسنی برا پوستم دیدم من ک روز موعود میشم چرا ۴ روز تاخیر خوردم نکنه واقعا باردارم رفتم ازمایش دیدم بلهههههه و باردار بودم علایم هم زیاد داشتم ولی فکر میکردم از پریودمه
مامان نون خامه ای👶🏻 مامان نون خامه ای👶🏻 هفته نهم بارداری
✨سلام.. بالاخره منم بعد یکسال و نیم اقدام باردار شدم.. من از اول بچگیم عاشق بچه ها بودم. چون خودم تک فرزند بودم همیشه تو حسرت داشتن ی خواهر یا برادر موندم.. بعدشم ک ازدواج کردم از خانواده دور شدم تو ی شهر غریب فقد خودم بودم و همسرم... آشنای دیگ این نبود پیشمون.. الان 4سال از ازدواجمون میگذره.. اوایل ازدواج من خیلی بچه میخواستم چون تنها بودم ولی همسرم مخالف بود... بعدش دیگ سنامون رفت بالا و اقدام کردیم... یسال من هی رفتم دکتر همچی سالم بعد عید دیگ همسرم رفت آزمایش داد ک دونستیم اسپرم هاش مشکل داشتن... دکتر دوتا قرص براش نوشت یکی ویتامین E بود اون یکی تقویت باروری اقایان... بالاخره همسرم دوماه مرتب اینارو مصرف کرد.. دیگ امیدی نداشتیم ب همسرم میگفتم برویبار دیگ ازمایش بده.. یا بریم ای یو ای... همه فکرا میومد سرمون... تا ایپ ک هفته پیش شنیدم دو نفر از تو فامیلامون باردارن اونام خیلی وقت اقدام بودن... خوشال بودم براشون ولی دلم از خدا گرفت ک چرا ب منم نمیدی.. چرا من و نمیبینی... و بالاخرع اینجوری شد ک چهار ماه بعد مصرف قرصا خدا خواست و من باردار شدم... اصلا فکرم ب بارداری نمیرف چون همه علائم پریودی و دارم... ولی دل همسرم خیلی روشن بود... امروز صب ک بیبی زدم از خوشحالی دوتامون فقط جیغ میکشیدیم و گریه میکردیم... ایشالا قسمت تموم چش انتظارا.. بخدا درکتون میکنم.. من خودم چقد میومدم گهواره بیبی مثبت میدیدم اشکم میریخت... خلاصه با همه اینا بیبی مثبت شد و بتا 900بود با ی روز تاخیر... انشالله ک نینی منم سالم و سلامت باشع و ب شمام نینی های خوشگل خوشگل بدع.... علائمام هم پا درد کمر درد تیر کشیدن تخمدان.نفخ زیاد تیر کشیدن ناف تا واژن درد نوک سینه
1404/10/15✨👣👶🏻
مامان فرزانه🍋🍓🍍 مامان فرزانه🍋🍓🍍 هفته دوازدهم بارداری
تاپیک اول 😍
🌹می‌خوام داستان باردار شدنم رو از ۴ سال پیش براتون بنویسم🌹

ما از چهار سال پیش تصمیم گرفتیم که بچه دوم بیاریم یکی دوسالی تفننی اقدام میکردیم گفتیم هروقت بشه مشکلی نداره تا اینکه همسرم به دلایلی گفتش که دوباره جلوگیری کنیم همین که بتونیم خونه رو عوض کنیم هم اینکه بتونیم کارایی که برای پسر اولم کردیم برای بچه دومم بتونیم انجام بدیم از لحاظ مالی
دوباره چند ماهی جلوگیری کردیم تا اینکه آذر ماه پارسال شد همسرم گفت پسرمون ماه تولدش با خودت که خرداده یکیه دوست دارم بچه دوم با ماه تولد خودم که شهریوریه به دنیا بیاد😁😀

اینجوری شد که آذر ماه ۱۴۰۳ رفتم دکتر بهم آمپول آزادسازی و دارو داد با کلی علائم جوری که مطمئن بودیم که باردار شدم روز ۱۸ آمپولم پریود شدم دنیا رو سرم خراب شد خیلی حس بدی بود دوباره ماه بعدش رفتم دکتر دوباره آمپول آزادسازی داد و دوباره پریود شدم برای ماه سوم دوباره آمپول نوشت که همسرم نذاشت دیگه بزنم تا این که به درخواست خودم به دکترم گفتم برای همسرم آزمایش اسپرم بنویسه که انجام دادیم جواب آزمایشش تو تاپیک‌های پایین تو گهواره هستش که تعداد اسپرمش ۴ میلیون بود همه فاکتورهاش خیلی پایین و ضعیف بود بعد دوباره دکترم کلی دارو براش نوشت فرتیل اید و اسپریژن و دوباره دیدیم که جواب نمی‌گیریم اسفند ماه به اصرار خودم به دکتر گفتم براش سونوگرافی بنویسه
دکتر سونو گفت که واریکوسل گرید ۳ و گرید ۲ شدیدم هست باید حتماً عمل بشه که سریع فرداش نوبت عمل گرفت و ۷ اسفند ماه عمل کرد
دوباره مجدد یه سری دارو بهش داد منم که دیگه دیدم مشکل از سمت همسرمه فقط داروهای تقویتی می‌خوردم آمپول نزدم دیگه
هر ماه با کلی علائم پریود می‌شدم
ادامه تاپیک بعدی