۸ پاسخ

با خانواده شوهرم تو یه ساختمان هستیم خانواده شون ب شدت اهل فوش و حرفای ناجورن خیلی حرص میخورم شاید بچمم از اونا یادبگیره همش این دغدغه منه و خیلی اذیتم

دخالت های بقیه تو نوع تربیت من .

تربیتش از همه چی واسم مهم تره و واقعا تو این دوره زمونه واسم بزرگترین دغدغه ست

من پسر بزرگم ۵سالشع خیلی آرومه خیلی حرف گوش کن و با ادبه اهل دعوا و قلدر بازی نیس همش مادرشوهرم میگه بچه ننس رفتار دخترونه داره🥲 این تو مدرسه و جامعه نمیتونه از پس خودش بربیاد😔ولی من دوس نداشتم بی ادب و قلدر باشه اما واقعا گاهی میگم کاش قلدر بازی بلد باشه... نگرانی خیلی دارم اما اینکه نتونه از پس خودش بربیاد خیلی برام دغدغه شده مثلا چیزی داشته باشه بع بقیه میده برا باباش که سرکاره کنار میزاره از خوراکی.موقع غذا میگه برا بابا گذاشتی؟ پارک میریم اسکوتر و دوچرخه شو میده بقیه بازی کنن 🫠

میترسم از اینکه فردا بچم مجبور بشه بخاطر بدست آوردن حقش از زندگی بره تو میدون و پر پر بشه...💔

اینکه بقیه منو به عنوان مادر بچه بپذیرن و قبول کنن من مامانشم و بی سواد که نیستم، بچه اولمه ولی به هرحال از کتابا و اینور اونور یه چیزایی یاد گرفتم، بزارن کار خودمو بکنم، اینقدر واسم تعیین تکلیف نکنن😑😪

نگران ایندشم خیلی تو این جامعه نا امن و خراب ک بچههای سن کم راحت رو میارن ب سیگار وقلیون و مشروب و خودم اهل هیچ کدوم نیستم
و اینک خانواده شوهرم خیلی مذهبین و میترسم باهاشون دچار مشکل شم
همین الآن خواهر شوهرم جلو شوهرم ب من تذکرمیده شال بپوش هرچند ک من اهنیت نمیدم و برعکسش انجام میدم

حقیقتش فعلا نگران اینده اشم . این جامعه خطرناکو چ کنیم.

سوال های مرتبط