۱۰ پاسخ

ما یه بار واسش کفش خریدیم آوردیم خونه همه هم بودن پوشوندیم انقد همه به به و چه چه کردن و گفتن واای چقدر قشنگه و ارتین چقدر قشنگ راه میره و دست زدن و هورااا که همون روز خوشش اومد و الان دیگه درنمیاره

پسر منم اینجوری بود کم کم عادت کرد

من ب دخترم کتونی پوشوندم اصلاراه نرفت صندل گرفتم پوشوندم جلوش خرس داشت توهمون مغازه سرگرمش کردم راه رفت دیگ صدامیده خوشش اومد

دمپایی بوق‌دار خریدم براش تو خونه پاش کردم بعدش هی گذاشتم جلو چشش تا خودش کم‌کم علاقمند شه خودمم تو خونه دمپایی پام میکردم تا ببینه بعدش کم.کم پاپوش بعدشم کفش عادت کرده

بزار جلو چشش بیشتر ببینتش و باهاش آشنا بشه بعد میپزیره و تشخیص میده مال خودشه و میپوشه

من همین مشکلو دارم

من امروز برای پسرم دمپایی سوتی خریدم وقتی که پاش میکنم میترسه راه بره وگریه میکنه

دمپایی جوک جوکی بخر صدا بده

دمپایی فقط تو حموم میپوشه چون چند بار بدون دمپایی لیز خورده می‌ترسه کفش هم می‌پوشم سریع میشینه در میاره

پاپوش عادت داره ولی دمپایی تازه گرفتم از صدای بوقیش خوشش میاد ولی زود خسته میشه پاش ولی میبینه من پام کردم اونم پاش میکنه

سوال های مرتبط