۱۱ پاسخ

من واقعا واقعا کار خدا بود قرار بود از کمر بی حس بشم ولی بی حس نشدم و بی هوشم کردن یعنی نمیدونی اما وقتی ب هوش اومدم هیچ دردی نداشتم بااینکه تخت دورابریام حسابی اه و ناله میکردن اما من بی درد بودم.و بااینکه فشارم دادن اما هیچ درد حس نکردم و راه رفتنمم زیاد درد حس نکردم چون بی حسیا عمل کرد و من دردی نداشتم اما بگم واقعا تا ی مدت زیاد منگ بودم و خیلی روحیم داغون یود

بهش فکر نکن
اونا اول و اخر کار خودشون رو میکنن
فقط تا اخر بارداری با استرس اون خودت رو اذیت میکنی

عزیزم به این فکر کن یه فسقلی میاد بغلت اینا چیه فکر میکنی به کوچولوت فکر کن خداتو شکر کن عزیزم

بهش فکر نکن
از دکترت بخواه تو اتاق عمل انجام بده

من دکترم آشنابود بهش گفتم تا وقتی بی حسم همون تواتاق عمل زیاد فشاربدین بعدبی حسی فقط یه باراومدن

ما لرا یه ضرب المثلی داریم که میگه: حرف ملع رو د ملع میزنن.
یعنی وقتی به اونجا رسیدم راجع بهش فکر یا عمل میکنم.
توهم راجع بهش از الان فک نکن استرس نداشته باش لذت ببر تا اون روز هم یه فکری بحالش می‌کنی و میگذره

چه طبیعی چه سزارین این فشار رو میدن درسته دردناکه ولی خب واجبه ، امپول برای سزارین اصلا درد نداره چرا خودتون میترسونین؟ من که برای پسرم امپول رو اصلا حس نکردم ، ولی فشار روی شکم‌واقعا دردناکه

عزیزم بازم خداروشکر باردار شدید به این چیزا فکرنکنید
وگرنه تا اخرش براتون درد و عذابه

یعنی اینقدر درد داره؟

قربون غلط املاییام..انگار بیسوادم😂🤦🏻‍♀️

من نذاشتم فشار بده
گفتم نمیخواد
هرچی گف گفتم نمیخواد
اتفاقا ک شکمم هم بزرگ نشد

سوال های مرتبط