۴ پاسخ

مادر بودن خیلی سخته الان دارم میفهمم

پسر منم تازگیا داره اینجوری میشه
از لحاظ روحی خسته ام بعضی وقتا میگم چه عجله بود واقعا
یه دقیقه نمیتونم برا خودم باشم مدام یا نق میزنه یا فکرم باید پیشش باشه جاش تمیز باشه گشنه نباشه کاش کسی بود با خیال راحت میتونستم ۱ روز کامل بدون اینکه فکرم بمونه پیشش بزارم

وای بچ منم تازه دمر میشه جیغ میزنه چرا دمر شدم برش میگردونم دوباره غلت میزنه ایییش

دختر منم میگه فقط کنارم باش برم آشپزخونه یا سرویس مث ابر بهار اشک میریزه

سوال های مرتبط