۲۲ پاسخ

یه بار با خواهر شوهرم اینا می‌خواستیم بریم پارک اونا تز ما زودتر رفته بودن ما یه کم بعد رفتیم زنگ زد آدرس داد که کجان بعد ماشینو پارک کردیم من زودتر از شوهرم رفتم از دور یه پسر بچه دیدم دقیقا لباسش شبیه پسر خواهر شوهرم چند نفرم نشسته بودن اینم بگم من چشام خیلی ضعیفه درست نمیدیدم رفتم جلو جلو اصلا نگاشون نکردم گفتم سلام وای همشون برگشتن نگام کردن وای آب شدم هیچی نگفتم برگشتم عقب چشم ضعیف همچین مشکلاتی داره🤣🤣🤣

داشتیم با مامانم تلفنی حرف میزدیم گفت مهمون هست چون همیشه یکی از خاله هام بیشتر اونجاس حدس زدم اونه گفتم باز اون فلانی خیرندیده ی مفت خور اونجاس و داشتم میگفتم ک گفت گوشی رو پخشه گفتم اها و قطع کردم خوب شد شنید😐😂چون خاله هام همشون عوضی و مفت خور و خبر چینن مامانم سالی یبارم خونشون نمیره اونا همش پلاسن

ماشین نداشتیم بابام اینا مارو رسوندن خونه بعد من ادمیم شبا سرحال ترم عصر انرژی کار کردن دارم صبا اصلا همش بیحالم یهو برگشتم ساعت ۱ شب بود به شوهرم گفتم من الان سرحالم انرژی دارم هرچقدر خواستی بکنی بکن😐🤦‍♀️منظورمم واسه شستن پتو و خونه تکونی بود🤣🤣یهو بابا مامانم زدن زیر خنده وشهرمم گفت تو فلا حرف نزنی سنگین تری

چالش جالبی بود کلی خندیدم منم سوتی زیاد دادم تا دلت بخاد ی بار چند سال پیش تو ی گروه با دوست. پسرم دوستاش بودیم ی متن فرستادن که هر دختری بستنی گاز بزنه کنسله منم برگشتم ب دوست پسرم گفتم عه من بستنی گاز میزنماا 😂😂😂 چندبارم چون چشمام ضعیفه آدم خوب ندیدم گفتم سلام عمه فلانی اشتباه کردم هرکی کنارم بوده زده زیر خنده

تو خیابون نوار بهداشتی م افتاد از شلوارم و فقط فرار کردم فرار اون قدر گریه کرده بودم

رفتیم عیادت دایی شوهرم موقع خداخافظی داشت تشکر میکرد ازم که رفتم گفتم خواهش میکنم ایشالله که.... ادامه جمله نیومد..... نیوووممدددد
تا خود خونه میگفتم ایشالله که؟ ایشالله که؟ بالاخره یادم افتاد در ادامه باید میگفتم همیشه سلامتی باشه
😑😑😑🤣

تو مرحله آشنایی با شوهرم بودم خواهرش پزشکی قبول شد مامانش سفره صلوات پهن کرد منم دعوت کردن به خواهر شوهرم رسیدم میخواستم بگم قبولیت مبارک باشه گفتم سلااااممم قبوووللل باشه🤩🤩🤩🤩
شانس اوردم سفره صلوات بود فکر کنه منظورم سفره بوده 😑😑😂

رفتم کفش بخرم خواستم بگم جلوی کفش پامو میزنه گفتم پاش جلومو میزنه

دوستم قبل سوپر مارک گفت به چپم منم رفتم تو گفتم بلند با چپم یعنی چییی
وای خاک تو سرم دوستم مرد از خنده فرار کرد بیرون

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

یبارم تا کمر داشت برف میومد داشتم میرفتم مدرسه(نمیدونم چرا تعطیل نمیکردن الان ک تقی ب توقی بخوره تعطیله مدرسه)خلاصه خیابون خیلی خلوت بود فقط یه پسر اونور خیابون واساده بود با خودم گفتم چقدر خوشگل و خوشتیپه همین ک نزدیکش شدم رد شم لیز خوردم کله ملق شدم جلوش لش رو زمین ولی انگار هیچی نشده پاشدم به راهم ادامه دادم😭😂💔اون بنده خدا اومد گف خوبی گفتم اره چیشده مگ؟ درحالی ک داشتم از کمر درد میمردم😐

من تو داروخانه کار میکردم،خب تو شبانه روز میگفتم رمزتون
ی بار غذا سفارش دادم آقاهه کارتمو بهش دادم کارت بکشه میخاستم رمز بگم ،گفتم رمزتووون😑😂

یه بار خیلی شیک و مجلسی رفتم سوپر میخواستم بگم شیر کاکائو دارین( ک) و (ش )رو جا به جا گفتم اونم گفت بله داریم یک همچنان رو برای آبجی بیار🤣🤣🤣🫣

داشتم ب خواهرم اس میدادم ک دختر عمومون با پسر عمومونه رابط دار ولی بجاش ب دختر عموم خودش پیام دادم وای چ حال‌شودم

به راننده آژانس محلمون گفتم چقد کرایه لطف کنم😂

واییییییی من یه بار میخواستم نوبت اصلاح ابرو بگیرم از سالن دوستم پیام رو اشتباه فرستادم برای یکی از همکاران آقا که خیلی هم رودربایستی داشتم پیشش😂 بنده خدا جواب داد خانم مهندس بخدا آشنا سراغ نداشتم وگرنه براتون نوبت می‌گرفتم 😂😂

قبل اتمام خطبه عقد بله دادم🫠🫠🫠از بس شوهرم زد ب پام

صدبارم ب خانما گفتم اقا ب اقا گفتم خانم😅😅😅😅
من خدای سوتی ام

من یه بار زنگ زدم به کسی برااینکه آشناییت بدم منو بشناسه گفتم من پسر فلانیم یا یه بار هم گفتم من داداش فلانیم🤣🤣🤣🤣

من بجای اینکه بگم بیایین شیر کیک بخوریم ی چی دگه گفتم خودت بفهم 🤣🤣بنویسم مسدود میشم

تو روز عروسی داداشم هول هولکی خاستم از کیفم به داییم شاباش بدم تو دستم نوار بهداشتی ک زاپاس گذاشته بودم تو کیفم اونم اومد تو دستم لحظه دادن همه دیدن🤣🤣🤣دردونفری دردونفری😐🤦🏻‍♀️

گفتم این آقا شوهر این پسره منظورم دختر بود😂😂😂😂

سوال های مرتبط