حالا من شوهرم برعکس شماییم من شوهرم خیلی حساس
من دقیقا همینم یا شاید بیشتر،میمیرم وزنده میشم وقتی واسه چکاپ آزمایش دادم تا جواب بیاد هزار بار مردم ،همیشه پی کارهاش هستم شدید،وسواس فکری بسیار بد ،نمیتونم با این فکرها از زندگی لذت ببرم،امشب مهمان عراقی داشتیم دخترش همسن با دخترم بود،مادرش برده بودش حمام بچه تو این هوای خیس رفته بود بیرون ،بچه گریه میکرد مادروپدرش انگار نه انگار،رو نرده تراس دراز میکشید پدر مادرش میگفتن ولش کنید بزارید راحت باشه،دختره سرفه خشک میزد حالا من دلواپس بودم ،که دخترم مریض نشه،نه به اونها ونه با ما،اگه راه حلی پیدا کردی به منم بگو
سلام عزیزم منم دقیقامثل شماهستم الیته باشدت خیلی بیشتربنظرم این یک وسواس فکریه نمیدونم درمانش چیه منم بخاطرش درعذابم
من همیشه فکرای منفی میکنم نکنه زبونم لال خدای نکرده بچم اونجوربشه اینجوربشه خیلی استرس دارم ومدام توعذابم
برو پیش روانشناس اینجوری هم خودت اذیت میشی هم بچت
خیلی حساسی
دقیقامن اینجوریم یعنی همش فکرم درگیریه مهمونی بودیم عروس خاله همسرم بچش باپسرم همسن گفتم بردی بهداشت بره ۴سالگیش گفت نه بعدواکسن من اصلانبردم میگم مگه میشه میگه توچقدحساسی دیگه بره چی بایدببریم بچه بزرگ شده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.