۱۳ پاسخ

منم مشکلم همینه نه خوب دارم نه خوراک همش گریه میکنه و بغل میخاد هیچ وقتی برا خودم ندارم😶🤕

مث بچه من یاخوابه یاگریه میکنه

بچه منم همین گناه داره پیشش باش بزار احساس امنیت کنه الان حالیش نیس بزرگ تر بشه با خودش بازی می‌کنه سرگرم میشه

دقیقا بچه من

پسر منم همین طوره دیگه تو خونه میزارمش تو کالسکه و با خودم همه جا میبرم یه دستشویی از دستش نمیتونم برم

دقیقا بچه من🥲🥲🥲هرکیو میبینم بچش بیدار میشه با خودش بازی میکنه مال من بایذ همش درگیرش باشم

احساس تنهایی میکنن

بهت عادت کرده
دختر منم وقتی بیدار میشه اگه شیر خورده باشه پوشکشم عوض باشه
نهایت پنج دقیقه کمتر شاید تو خودش باشه
دیگه نق نق می‌کنه باید برم کنارش باهاش حرف بزنم
تا ساکت باشه

بچه منم همینه وقتی بیداره اصلا نمیتونم از کنارش تکون بخورم وقتی میخوام شام درست کنم یا دسشویی برم دیگه ولش میکنم گریه کنه
فقط وقتی خوابه میتونم کارامو بکنم ک اونم انقد خسته میشم ک جون نمیمونه برام

همین چند روز پیش رفتیم مسافرت بچه دوستمون اخر شش ماهیگشه ماشالا صداش در نمیومد مدام با اسباب بازیاش بازی میکرد
همش رو شکم بود وقتی به پشت میخوابوندیم باز دور میزد میرفت رو سینش اینطوری راحت بادش هم خارج میشد باد گلو و باد پایین
پستونکی هم بود وقتی پستونکش میفتاد خودش پستونکشو دهنش میکرد کلا ساکت و دوست داشتنی
حالا آرمان ما فقط نق نق و گریه

وای ن من همه امیدم اینه ک یکم بزرگ ترشه من ب کارام برسم🫠

وای دقیقا دختر منم همینه🫠از بس در طول روز کلنجار میرم باهاش چ موقع خاب چ بیداری بخدا شبا کم میارم گریم میگیره

دختر منم همینه دیگه بریدم
حتی هی داره بدتر میشه شبا هر دو ساعت واسه شیر بیدار میشه
قبلا تا صبح می‌خوابید ساکت تر بود
الان یک ماهه خیلی اذیت میکنه
به خدا دیگه امروز نشستم گریه کردم

سوال های مرتبط