۶ پاسخ

من دیگه خودم دارو میدم مگه اینگه خس کتم عفونیه. آنتی بیوتیک سر خود نمیدم اصلا

من تاحالا انتی بیوتیک ندادم حساسیت داره اسهال میشه
مریض شدنی فقط پلارژین

نه والله همون داروهای همیشگی میده خودم میگیرم میدم بهش

هیچ کدوم اصلا دارو هم نمیدم خودش خوب میشه

بله ،متاسفانه بدون دکتر رفتن خوب نمیشن ، ما هر بار سه تایی مریض میشیم خودم و پسرم و دخترم ، هر بار نزدیک ۲ میلیون خرج میکنیم ، با هزینه سرم و اینها

من هر بار میبرم
اگر نبرم‌ خوب نمیشه
انگار دست دکتر شفاس😁

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
امروز پسرمو دکتر برده بودم برا دلدردش موقعی که نوبت میگرفتم یه خانوم با بچه اش اومدبچه اش حدود 4یا 5ماه بودگفت دکتر بهش نمیدونم چه دارویی نوشته بود به جای 3قطره ده قطره داده بوداز وقتی که دارو خورد بی حرکت چشاش سمت بالا سر بی حرکت و بی حس فقط مردمک چشاش حالت دور از جون فلج روبه سقف بود از منشی پرسید منشی رفت به دکترش گفت دکتر هم کلی دعواش کرد که چرا این دارو رو که 3قطره بود بهش 10 قطره دادی صورتشو فلج کرده بود عوارض دارو واقعا وحشتناک بود طفلی بچه هیچ حرکتی نداشت دکتر براش یه آمپول نوشت که نصفشو براش زدباید یکساعت تو مطب مینشست تا آمپول اثر کنه گفت دکتر گفته اگه خوب نشد نصف دیگهآمپولو باید بزنه اونجا که نشسته بود بچه تو بغل مامانش خوابید بیدار که شد حال بچه خوب شده بود و اینور اونورو نگاه میکرد مامانش. فت پیش دکتر گفت ببریدش خونه اگه باز اینجوری شد باید ببرید بیمارستان یعنی تو این حدود یکی دوساعت همه ی کسایی که منتطر بودیم نوبتمون بشه نه تنها استرس مریضیه بچمونو داشتیم همه چهره ها نگرتن اون بچه بودیم هی از مامانش سوال میکردن که حالش چطوره خدارو شکر خوب بود رفتن خونه .. واقعا مادر بودن چقد سخته وقتی بچه مریض میشه چه بچه ی خودمون چه هر بچه ی دیگه چقدر نگران میشیم چقد برا مادر سخته استرسا همش رو مادره و مخصوصا این اتفاقای ناخواسته چقد مادر سرزنش میشه در کنار استرسی که داره باید حرف دیگران هم بخوره و بدوش بکشه خدا اول به مامانا بعدهمه ی بچه ها سلامتی بده 🙏🏼❤💚🌹❤❤❤💚💚💚
مامان آقاهانی آقاحسام مامان آقاهانی آقاحسام ۴ سالگی
خدا لعنتشون کنه ۶ ماه پیش هردوتا شونو بردم دکتر داروهای دوتاشون ۵۰۰ تومن نشد
حالا امروز همون دکتر آووردم هانی رو همون داروها رو داد
هیچی اومدم حساب کنم شد یک تومن😳
منی که موجودیم ۶۰۰ تومن بود
گفتم وااا اخرین بار ۲۰۰_۳۰۰بیشتر نشد گفت اسپری گرونه خارجیه گفتم کدوم گفت قرمزه
گفتم بزار بعد ازظهر میام میبرم
رفتم تو راه با خودم فکر میکردم دوتا اسپری که دکتر ابی و بنفش گفت چجوری شد قرمز
داداشمو گفتم دور بزن
رفتم گفتم این یه ابیه یه بنفش گفت ما بنفش رو نداریم خارحیشو داریم 😐
حالا دکتر هم گفت از پایین بگیری داروها رو نمیحواد بیاری نشون بدی منم دفعه قبلی همینجا گرفتم
گفتم من الان ندارم یک تومن بدم نسخه رو بده دختره با کلی اکراه و ناز به اون یکی گفت چیکار کنم دیگهواخر تصمیم گرفتن نسخه رو بدن بهم 😐

دکتر یه چیز دیگه نوشته تو قبل اینکه نسخه روببندی باید بمرسی اینو ندارم خارجیشک دارم انقدر
والا اگه داشتم کارت میکشیدم میومدم بیزون اصلا برام سوال نمیشد 🤦🏻‍♀️فکر میکردم دکتر نوشته لابد
نگو داروخونه خارجی میزنه گردن مریض شاید یکی نداشته باشه 🤦🏻‍♀️

اومدم جای دیگه
مامان **HANA** مامان **HANA** ۳ سالگی
ده روز دیگه نوبت من برا نگهداری مادر شوهرم تموم میشه میره خونه جاریم
این مدت برکت اومد خونمون
نا

البته بماند مادر شوهره منم خیلی حال نداره من کاقعا از جون مایخ گذاشتم .. بلع نداره ... با گاواش دارو میدادم هر غذایی خودمون میخوردیم براش پوره میکردم .. مدتها کنارش وایمیستادم تو دهانش میزاشتم .. قدرت دست نداره .. خودم از این شونه به اون شونه میکردم پوشگ عوض کردم ز بستر شستشو دادم و پانسمان کردم روزی سه بار
این وسطا عصبانی هم شدما .. چون بچه کوچیک دارم .. بالاخره ت یه خونه ۶۰ متری
مهمون هم می اومد
منی که تا حالا از کسی پرستاری نکردم .. دفعه اولم بود تمام تلاشم رو کردم .. از وقتی اومد آنلاین از دکترش خواستم دارو نوشت .. اومد خونه نمونه گرفتن عفونت ادرار داشت دکتر دارو داد خوب شد خیلی وقتا هم ت این دوماه بریدم ... عصبانی شدم ... خسته شدم .. غر زدم
یعنی خدا تلاش منو میبینه ... یعنی برکت هم میره ؟ نمیدونم احساس گناه میکنم ... درصورتیکه اصلا وظیفه ایی نداشتم ۲ تا دختر داره دوتا پسر ... نوبت من۲ ماه بود
مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟