۹ پاسخ

چجوری یاد دادی من خیلی وقته روزا پوشک نمیکنم ولی همش خطا دارع ،نمیگع جیش بعدع اینکه جیش میکنع میگع جیش ، ینی امادگیشو ندارع؟؟

خوب میتونی از پوشک بگیریش
پسر من از ۱۴ ماهگی خودش شیرشو قطع کرد نه شیشه شیر میخوره نه سینه روزی یه دونه شیر موز میگیرم واسش طبیعی شو بعد ماست و این. چیزا میدم واسش

والا من شیر خودمو میدادم تجربه شیشه ندارم

اولا بنده با دکترش حرف زدم وبعد میخوام از شیشه بگیرمش سرخود نیست
دوما بچه من همه نوع غذا ماشالله میخوره
واینکه این ظروفو بنده نمیتونم تهیه کنم چون گرون واینکه ماشالله به گل پسرت که قبول کرد واینقدر آقاست خدا براتون نگه داره

اولا این اصلا مناسب بچه شما نیست
من یه ست سیلیکونی امروز بهش هدیه دادم بهش گفتم مامان جون میمی باید بره اونجا یه نینی بیاد ببرتش تا بهمون این ظرف بدن پسرمم قبول کرد شیشه اش گذاشت تو قفسه ظرف برداشت اومد گفتم دلت تنگ شد میاد پیشت
تو ظرفش یه لیوان کاملا نرم با نی هست اول غذا معرفی کن غذاخورش کن بعد شیشه بگیر تازه یک سال و نه ماهش اشتباه الان

دیگه چرا شبا پوشک میکنی نکن

نباید تو یه زمان پوشک و شیشه شیر رو باهم ازش بگیری
حداقل یه ماه بینش فاصله بنداز

من اول کم کردم بعد با تلخک گرفتم الان خداروشکر به لیوان عادت کرده
پوشک هم نظری ندارم چون هنوز پسرم آمادگی نداره نگرفتم

چ خوب من دخترم ر‌وزا کلن شیر نمیخوره شب م‌قع خواب هم گاهی اوقات میخوره ولی توخواب نصف شب اگ شیر ندم بهش گریه نیکنه چند بار اب دادم خورد ولی بعدش گریه کرد نمیدونم چطوری بگیرمش

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد