۱۳ پاسخ

مگه نینی بیدار میزاره بیکار باشیم😅 پدرمو دراورده 😂

من توی تاپینگم‌گقتم

من زایمان تقریبا خوب بود
من ۳۷هفته بخاطر حالت تهوع شدید۵صبخ رفتم زایشگاه دکتر۹امذ گز باید صددرصد سز بشی من خیلی راحت گفتم میخام با خانواده ام مشورت کنم
آمد بیرون پا به فرار گذاشتم🤣🤣شوهرم منو برد دوباره زایشگاه مامانم نشست کلی باهام صحبت کردم شوهرم میگفت میخای بری بیمارستان دیگه ای😂وسط کلی استرس دکتر آمد گفت اگه سز نشه کلیه وکبدش به فنا می‌ره مامانم خیلی ترسیده بوده شوهرم رنگش ازقبل زرد شده بود چون سر کار بودصبح که آمده خونه دیده نیستم فهمیده بیمارستان دلش کنده شده بود (دیگه دکتر بزور بردن منواتاق عمل تو اتاق عمل بی حسی با بدنم نساخت بیهوشی زدن صحنه بهوش امدم بچم تو پارچه سبز بودنشونم دادن دیگه قشنگ یادمع قبل اینکه بچه رو ببینم دستمو برد زیر پرده ببینم چه خبر🤣آمدن دست هامو بستن به تخت یک پرستار بیکاربود بهش گفتم بیا صورتمو بخارون گردنمو میخارید😄😄

بیکار که چ عرض کنم صدای سشوار در حال پخشه و منم پامو تکون میدم هر لحظه که استپ کنم چشاش باز میشه

من خیییییلی زایمان بدی داشتم
الانم بخیه هام نگرفتن باید دوباره بخیه بزنم
عفونتم دارم😭

من زایمان اولم ۴۰ دقیقه طول کشید دومی ۲۵ دقیقه و سر هر دو بدون درد رفتم زایمان و دهانه رحمم باز بود بدون درد.تجربه زایمانمو نوشتم قبلا🤦‍♀️خلاصه بر عکس بارداریا وحشتناکی که داشتم زایمانام سرعتی و راحت بود🙏

زایمان ایندفعم خیلی بد بود ساعت ۵صبح کیسه ابم پاره شد تا صبر کردم ببینم کیسه ابمه یانع دیدم اره دیگه ساعت۷زنگ زدم ب شوهرم تا ۷نیم خودشو رسوند خونه تا بستری شدم ساعت ۸شد حالا دهانه رحمم کلا ۱سانت باز بود سر بچه ام پایین نبود روند زایمانم تا غروب اصلا خوب پیش نرفت پرستارا میگفتن اگ‌اینجوری پیش بری سزارینی دیگ ساعت ۸ شب انگار زایمانم‌پیشرفت کرد تا ۱۰شب پسرم بدنیا اومد بعدشم خونریزی شدید افتادم رفتم اتاق عمل واسه شستشو تا رفتم توی بخش ساعت ۲ شد بعدشم خیلی درد داشتم

کلا بعد زایمان بهم خیلی سخت گذشت
دو سه روز بیمارستان بود بچم و میگفتن قلبش مشکل داره از نظر روحی کاملا ضعیف شدم و گریه میکردم . تا ۲۰ روز که بعدش رفتم خونه خودم تازه داشتم بهترمیشدم که خودم دل درد بدی گرفتم وسه روز درد کشیدم اخرسر فهمیدن سنگ صفراس یه هفته بیمارستان بستری شدم و بچمو ندیدم وقتیم مرخص شدم انقد بهم دارو زده بودن که شیرم تقریبا قطع شد و دوباره از نظر روحی صفرشدم😞

من زایمانم طبیعی بود خیلی خوب بود اصلا اونجور که میگن نیست دردش و قابل تحمل بود
از یکی از بزرگ ترین فوبیا هام براحتی گذشتم🤣🤣

مال من تازه خابید. باصدای جاروبرقی وپستانک. انقد دست وپامیزنه ک نگو

بچه من همین الن داره میک پایانیو میزنه که بخوابه😅🍼🐥

من زایمانم راحت بود و قبلش هم نترسیدم و استرس نداشتم .بعدشم دردخاصی نداشتم. فقط اولین بارکه باید راه میرفتم خیلی دردم گرفت سختم اومد
و اینکه من فقط نی‌نی رو تو اتاق عمل دیدم و بردنش NICU شب پیشم نبود

خوشبحالت من دنبال فرصتم تا این بخابه من ده دیقه بخابم شب و روز ندارم انقد گریه میکنه

سوال های مرتبط