سلام مامانا. دختر من ۶ ماه و ۱۹ روزشه. خیلی خیلی نق میزنه. روانی شدم. مشکلی نداره، اکثرا به خاطر خوابشه. خوابش میاد ولی به هیچ روشی نمیخوابه. چرت های روزش محاله بیشتر از نیم ساعت بشه، سر نیم ساعت بیدار میشه و کسل و بداخلاق. برای این چرت نیم ساعته یکساعت یا روی دستمه یا پام. اینقدر هم میپیچه و کش میده خودشو که دست و پام زودتر خسته میشه. از زندگی سیر شدم، این اواخر بدتر هم شده، گاهی میذارمش زمین میرم توی اتاق اینقدر خودمو میزنم که خالی شم که همه سر و صورتم درد میکنه، تصور کنید ۲۴ ساعت شبانه روز صدای گریه و نق توی گوشتون باشه. کاش جیغ بلند میکشید و سر و صدا میکرد برای بازی، نه یه ریز گریه. با خودم گفتم اینهمه زن، بچه دارن، چرا من نمیتونم؟ کجای کارم اشتباهه؟ میدونم بخشیش به خاطر اینه که داره مهارت یاد میگیره، مثلا چهاردست و پا میره و تلاش برای نشستن، ولی یه نظرم این حد از بی قراری زیادیه، یا من ناتوانم. چکار میکنید؟ جطور خودتون رو کنترل میکنید؟ اصلا بچه هاتون گریه زیاد میکنن؟ من آرومترین فرد توی کل فامیل یا حتی محل کارم بودم. خونسردتر از من نبود، الان به اینجا رسیدم. راهنمایی کنید لطفا

۸ پاسخ

سلام مامان جان اصلا خودتو ناراحت نکن الان اکثر بچه ها اینجورین دختر منم تایکی دو ماه پیش به زور می‌خوابید باید قلقش بیاد دستت که با چی گول میخوره آروم میشه ببین لالای یا صدای جاروبرقی یا آهنگای بچه گانه‌ی گوشی رو دوس نداره

والا منم نیم ساعت قبل رفتم توو دسشویی چنتا زدم توو سر خودم الان علاوه بر سردرد یه انگشتامم سر شده درد میکنه.
خیلی سخته خیلی اگه شیر نمیدادم حتما ارامبخش و قرصا اعصاب میگرفتم حتی شاید یکم شیره و تریاک میخریدم میریختم توو چاییم.... اینقد تحت فشارم البته دختر من شبا راحت میخابه از 9 شب تا 6 صب ولی در طول روز خیلی کم خاب و هیچ جوره راضی نمیشه همش سرپا توو بغلم بازم نق میزنه فقط وقتا که بذارمش توو کالسکه ببرم بیرون اروم میشه که الانم هوا سرد نمیشه خیلی ببرم

وای دقیقا مثل من،خانما وقتی ادم نمیخابع دیگه کشس ندارع،ن خودش میخابع ن میزاره من بخابه،من دیشب دیگه جیغ زدم روش بعدش خودم کلی گریع کردم،خیلی خستم شش ماهه خاب ندارم همش نق و گریه منم رفلاکس شدید داره ن شیر میخوره ن میخابع بزور قهوه و کافئین سرپام ،شوهرمم بنده خدا سرکاره اونم شبا نمیزارع درس بخابه

منم امروز برای افطار مهمون دارم
نمیخوابع اصلا
انقد خودمو زدم و فحش ب خودم و خودش و باباش دادم تو یه اتاق دیگه اومدم بغلش کردم بخوابه
از اول همین بوده تا الان منم دیگه کم اوردم از دستش
تازه زر زر های اطرافیان ک یکی دیگه هم بیار تنها نمونه دلم میخواد از خونه ام با تیپا پرتشون کنم بیرون

سلام عزیزم خدا قوت این همه درماندگی واقعا حق با شماست ولی توروخدا ارامش‌ت رو حفظ کن تمام حال و احساست روی نی نی اثر داره منم گاهی اینجوری میشه دخترم! عصبی میشم شدید ولی سریع بچه رو میسپارم به باباش! اگر خونه نباشه یه لباس تنش میکنم میبرم بیرون یا اینکه توی تراس با صدای ماشین ها آروم میشه. دور از جونش شاید دردی داره یه دکتر ببر!
دخترم من با صدای جارو برقی هم آروم میشه میذارم روی پام لالا میکنم یکی هم جارو رو با فاصله از ما روشن میکنه کم کم میخوابه!

منم دخترم خوابش خیلی سبکه یه ساعت رو پامه یه رب بیست دیقه میخوابه دخارمنم واسه خوابش نق نق میکنه ولی گن اهمیت نمیدم همونحوری تکون میدم دیگ پتوشو میکشه رو صورتش میخوابه یا جغجغه میگیرم جلوش با ریتم یه نواخت میزنم به دستم صدا بده حواسش به اون پرت میشه گیج خواب میشه

ای جونم عزیزم حق داری من پسرم آرومه الان واقعا برات ناراحت شدم .
سعی کن باهاش بازی کنی تا خسته بشه و عمیق تر بخوابه

اگه دست تنها نباشی بنظرم برات قابل تحمل تر میشه

سوال های مرتبط