۱۹ پاسخ

آرهههههه خیلیییییییی

اره شده ولی وقتی باز نگاهش میکنم میگم نه با همه سختیش دلم بازم پسرم و این روزا رو میخاد

آرررره واقعابعضی وقتهاخودمافوش میدم 🤣

آره بابا خیلی 😅😅

اره گاهی اما وقتی نگاهش میکنم و لبخند میزنه مثل نبات توی چای تلخ میشه شبرینه شیرین ، همه ی سختی هاش یادم میره

اررررره چرا نشه
من تمام این حس ها اومده سراغم

ارع شدع، بعضی وقتا خیلی عصبی شدم، داد زدم، خود مو زدم ولی بعد چند دقیقه ک دخترم آروم شد اومدع پیشم و خندیدع و منم دلم براش غش رفته و از همه رفتارام پشیمون شدم

اره خیلی پیش اومده

من میگم کاشکی برگردم ب دوران مجردی ولی پسرمم داشته باشم😂

من امشب ازتتتهههههه تته دلم اشک ریختممممم

اره عزیزم اکثرا وقتها همین حسا رو دارم
گاهی مغزم از این همه مسئولیت هنگ می‌کنه واقعا روحم فرسوده میشه ولی چکار میشه کرد
اگه برگردم عقب ۳۰ سال بعد ازدواج بچه دار میشم😅

خدایی بچم اینقدر ک ب این نقطه برسم آزارم نداد. باهمه اذیتت میگفتم وزن میگیره خداروشکر، بقیش مهم نیس.....
بدون بچه رو گاهی فک. کردم امانه بخاطر اذبتاش،بخاطر حجم فشاری ک روم بود مثلا اسهال بود، لتلامیاورد،اون فکر و خیال ها میگفتم به روز رهابشم

آره خیلی خستم دلم یه خواب راحت میخواد

اره زیاد پیش اومده
دیشب که همه خواب بودن من از خستگی زیاد زدم زیر گریه

اره، هر کی‌میگه نه دروغ میگه.چون خیلی طبیعیه تو اوج خستگیات یاد مجردی و اون همه فراغت خاطری که داشتی نیفتی، مخصوصا که ادم هیچ کاریم نمیتونه بکنه من که همش بچم میگه بغلم کن فقط بغل

من واقعا خسته میشم حتی یه ثانیه هم کسی نیست بچمو مراقب باشه یه چایی بخورم و همش حتی وقتی باباش هست کاراش با خودمه .بعضی وقتا میبرم .تو فکرم میاد که اگه بچه نداشتم راحت بودم ولی یه لحظه که نگاش میکنم صدبار خودمو لعنت میکنم که چرا به همچین چیزی فکر کردم

اره خیلی زیاد ولی خب باز یه تایم کوتاهی که نمیبینمش دلم خیلی براش تنگ میشه و اونم همین حس رو داره تا منو میبینه بغل هرکسی باشه جیغ میکشه که بیاد بغل خودم

بله شده تا دلتون بخواد.من نقطه ضعفم کم خوابیه. از دختر خونه نوجوون که بودم تا به امروز. الانم هر روز صبح که بیدار میشم اکثرا ۷ و ۸ صبحه چون بچم بیدار میشه.من با سنگینی و کسلی بیدار میشم از کم خوابی.چون شب ها هم تا خود صبح ده بار بیشتر بیدارم میکنه یا غرغر تو خواب یا گریه یا روشو بکشم. و با خودم میگم کاش میشد یشب که میخوابم تخت بگیرم بدون استرس بچه بخوابم تا صبح هر وقت دلم میخواد. اما نمیشه دیگه. تا حالا گریه نکردم اما فحش چیزدار دادم که فلان کسی که گفت بچه بیار البته بعدشم سریع میگم خدا گوه خوردم غلط کردم ناشکری نمیکنم.

تا دلت بخوااااااد
البته من بخاطر شوهرم بیشتر میگم کاش بچه‌ها نبودن تا یا طلاق بگیرم یا کلا همون مجرد میموندم

سوال های مرتبط