شرایط مملکت جوریه ک اصلا دیگه فکر بچه دار شدن روی هم نمیکنیم
سن بالا، مسائل مالی، نداشتن اعصاب برای دو بچه، غیر قابل پیش بینی بودن آینده ایران
خودم وهمسرم حوصله نداریم،خونه مستقل نداریم همسرم کارش خوب نیست حقوقش خیلی کمه،بدنم قدرت کافی ونداره دیسک کمردارم خرج همبنم نمیتونبم خوب دربیاریم قرارنیست ببارم همسرم می خوادمن بدون اینکه باخبربشه قرص میخورم
بخاطر شرایط مالی،بخاطر اینکه مغزم نمیکشه و اینکه جلوی پیشرفتمو میگیره
بی اعصابی . شرایط مالی . شرایط بد اینکشور
مهم ترینش شرایط الان نمیخام بیارم چون برام مهمه هر دو لباس خوب بپوشن حداقل ب اندازه لباس خوب بپوشن و خورد. و خوراک عالی باشه و طعم سختی مستاجری نچشن مهمه بتونم بهشون کمک مالی کنم خودمون خیلی اذیتیم
هم مالی نمیتونیم هم اینکه من نسبت به مریضی بچه شدیدا وسواس دارم اعصابم نمیکشه
از من باشه قصد ندارم ولی شوهرم کچلم کرده بخدا اصلا نمیخام ولی اون میخاد
مای بیبی شده یک میلیون
دیگه بقیه ش پیش کش😀
دلم میخواد .داشته باشم .وقتی حقوق و کار درست شوهرم نداره ...با این تورم چطوری بیارم هم ظلم به اون میشه هم به این .الان از خودمون زدیم که این معمولی چیزا رو داشته باشه ....
کشور و شرایط اقتصادی داغون و نداشتن اینده تواین مملکت
خیلیا مثل من شاید ۱ بچه دیگه بخوان ولی خودشون یکاری کردن که از بچه اوردن بترسیم
من خیلی دوست داررررممممم پلی فعلا شرایط مالی خوب نیست اعصابم ندارم شرایط مالی بهتر سه شاید اعصاب داشتم خدا بخواد میارم
نداشتن اعصاب🤣🤣
هن شرایط کشور بده همه چی گرون هم اعصاب ضعیفه هم شوهر غرغرو
خیلی دلیل داره ازنظر روحی وروانی داغون اصلاحال ندارم خودم جمع کنم یکسره بدن دردبازم دلم برای بچم میسوزه خودم جمع میکنم به بچم میرسم کمکی ندارم ازنظر مالی وضعمون نه بدنه خوب
من سنم بالاست اگه بخوام باردار بشم خیلی باید مواظب باشم و آزمایش هارو جدی بگیرم ،احساس میکنم ممکنه کم بیاریم ،پسرم هم الرژی و ریفلاکس داشته و داره ،خیلی مریض شده و میشه و سخت مریض میشه ،بدغذاست ،خودم رو کشتم تا یه ذره رشد کنه و غذا بخوره و....همسرم هم زیاد مایل نیست بچه دیگه ای داشته باشیم
من امشب رفتم برای دخترم شلوار بخرم قیمتها از یک تومن به بالا بود چجوری به فکر دومی باشم وقتی نمیتونم برای همین یه دونه بچم لباس بخرم حتی ساده ترین چیز هم میخواستم بخرم پول نداشتم.. اعصابم که دیگه داغون تا بچم یکم اذیت میکنه سریع عصبی میشم میزنم بچمو دست خودم نیست نمیتونم کنترل کنم روانی شدم با این وضعیت اصلا به دومی فکر هم نمیکنم
والاغربت داغونمون کرده بخاطر شرایط مالی دربه در غربت هستیم همینو خدا حفظش کنه برامون
دلم میخاد بچه بیارم ولی اعصابم یاری نمیکنی
داغون شدم سرهمین یکی. چون خیلی بد اروم بود
🤷♀️🤣چون حسم میگه با دوتا بچه سخته بری تنها بیرون
همم کنترل کردنشون همم تا خونه ام جدا نشه ی جا نخرم عمرا
من قصد داشتم یکی داشته باشم گفتم همین یکی بسه هفته ی بعدش باردار بودم نمیدونسمم😂 هرچی خدا بخواد
شرایط آینده
میخوام دنیا رو به پاش بریزم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.