من تاصدای بچموشنیدم انگارخیالم راحت شددیگه احساس سبکی میکردم همچی میگفتن میشنیدمااما روهوامعلق بودم ولی اون دردبعداینکه ییحسی میره میخوای پاشی اذیتی من همچنان بلندشدن ازتخت برام سخته ولی پامیشم راحت میرم میام
من یکم استرس دارم ،قرار بر طبیعی بود ،حالا بچه بریچ شده و من باید تنظیمات ذهنم رو اماده کنم
رفتم اتاق عمل گذاشتنم رو تخت دکتر اومد گفت بشین فقط اصلا تکون نخوری به هیچ عنوان چون آمپول میزنن به نخاع فکر کنم به هر نحوی بود خودمو نگه داشتم که فقط اون لحظه بگذره زودتر از اتاق عمل برم بیرون وقتی آمپول زد بعد دراز کشیدم کم کم بدنم گرم شد سر شدم ببین میفهمیدم که دارن چیکار میکنن حتی تکونمم میدادن میفهمیدم حتی تیغ میزدن به شکمم ولی دردی احساس نمیکردم عمل که تموم شد تو اتاق ریکاوری کم کم سری بدنم از بین رفت ولی درست نیم ساعت لرزیدم دندونام میخوردن به هم فکم درد گرفته بود دست خودم نبود شوهرم فکر میکرد خودم اینجوری میکنم دکتره بهش گفت بخاطر امپولیه که زدن خلاصه فک درد گرفته از لرزیدن
بی حسی عالی اصلا متوجه نمیشی زدن چون سوزنش خیلی خیلی ریزه
همه چیزش عالی بود
فقط من بعد از زایمان کمر درد گرفتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.