۱۱ پاسخ

عزیزم درکت میکنم
منم همین حسو دارم
دیوونه دخترمم عاشقشم نباشه نیسم
ولی خب دلمم برای قبل بچه دار شدن تنگ شده آزادی ک داشتم بیکاری هروقت هرکاری دلم میخواست انجام میدادم هروقت میخاستم می‌خوابیدم و هزار تا چیزع دیگه
ولی چه میشه کرد
خداروشکر میکنم بابت وجودش 🩷

ههمون همین حس رو داریم
حتی در رابطه با ازدواج
یا هر مسئله ی دیگه ایی
تا وقتی نچشیم درک نمیکنیم
مجرد بودیم میگفتیم کاش ازدواج کنیم
ازدواج کردیم میگفتیم کاش بچه دار بشیم
الان خیلی ها از جفتش ناراضین😅

منم همین حسو‌ دارم

دقیقا منم مثل تو فک میکنم، حیلی خسته میشم از کارای تکراری، احساس میکنم خودم نیستم، مثل یه ربات میمونم،
تو اینه خودمو میبینم میگم چه زشت شدم، در حالکیه قبلا خیلی به خودم میرسیدم به صورتم به ناخنام، الان ولی مثل یه کارتن خواب میمونم… سرد هم شدم 😐 اصلا احساس نمیکنم یه خانمم، بعضی وقتا جنسیتم یادم میره

من بچه اولم بزرگ شده بود تازه بی دردسر شده بودم و راحت که باز دلم دردسر خواست و دومی رو اوردم😮‍💨

منم همین حسو دارم

فکر کردم تنهام 😁 نگو مثل من زیاده ...
ولی خداروشکر بابت بودنشون

خیلی خیلی سخته منم همینجورم قبل بچه هم از کار خونه متنفر بودم الان که هم خرج و هم کار خونه صدبرابر شده از طرفی فکر ایندش و....
اما خب زندگیه دیگه
خیلی دوستش دارم دوست دارم باشه
میبرمش بیرون حموم میریم اب بازی میکنیم
گاهی خیلی کلافه میشم خیلی
اما بازم بچه میخوام و خب بی عقققققل عالمم
چون میدونم کارام صدبرابر میشن اما بازم میخوام
و به اون بچه دیگم فکر میکنم و عاشقشم
منتظرم این بزرگ بشه اوضاع بهتر بشه بعد....
اگه بشه

هممون همینیم خیلی وقتا کم میاریم

واقعا درسته جنگ چرا صدهزار مرتبه شکر برای داشتنشون برای سالم بودنشون ولی واقعا سخته و صبوری خیلی زیادی میخاد

دقیقا عین منی وقت نمیکنم موهامو شونه کنم قبل بچه آنقدر به خودم می‌رسیدم الان از خودم بدم میاد

سوال های مرتبط

مامان یارا خان🩵 مامان یارا خان🩵 ۱۶ ماهگی
روز ۴۵ ام بعد از تصادف ….❤️‍🩹


الحمدلله رب العالمین ضریب هوشیش خیلی بهتره و بالا اومده.
بسیار بیقرار و ناراحت و عصبانیه این شرایط …
بازم شکر گذارم چون این روزها دارم آرزوی ۴۴ روز پیشم رو زندگی میکنم.
آرزو داشتم که خدا یه فرصت دیگه به زندگیمون بده و داد….
بقول دیالوگ معروف از درون داغونم اما قیافم اینو نشون نمیده ….
جسم و روح و جانم خستست ،اما امیدوارم …
مطمئنم که زود خوب میشه و شرایطش مساعد میشه و باهم میایم خونمون…
این چند روز هم خونه مادر همسرم هستیم تا شرایط مساعد بشه.
نمیتونه حرف بزنه اما امروز خیلی عصبانی بود و با زبون بی زبونی خواست بهم بفهمونه که بریم خونه ….❤️‍🩹
الحمدلله حس سمت راستش برگشت
با کمک چند قدمی راه بردیمش، بسیار سست و ناتوانه
انشاالله به زمان و درمان مثل قبل میشه
وزن بسیار زیادی از دست داده….❤️‍🩹

دعا کنید وقتی تراک رو در میارن بتونه حرف بزنه…
گفتار درمان آوردیم براش اصلا همکاری نکرد گفتار درمانش که پرستار بخش آی سی یو هم بود
با توجه به شرایطی که از همسرم دید گفت صبر کنیم تراک رو دربیاره اونوقت اگر لازم بود ادامه میدیم .

دعاکنید این روزامون بگذره و بیام تاپیک بزارم که همسرم خیلی عالی راه میره و ما اومدیم خونمون …
میدونم اون روز دیر نیست …❤️‍🩹




فراتر از حد تصور دوستون دارم ،خیلی بامعرفتید ❤️‍🩹🙂🫂








فرزندپروری شیرخشک درمان زایمان سزارین