۷ پاسخ

عزیزم اروم باش تو مهمون اونایی نه اونا مهمون تو قطعا که اونا اندازه تو از غرغرای تو خستن میدونم شرایط بدیه هممون شرایطمون بده وای اونارم درک کن هرچی گفتن تایید کن بزرگترا عاشق تاییدن الکی بگو باشه راه خودتو برو مامان و بابات اگه تو و بچتو دوس نداشتن اصلا ذوقی واسه غذا خوردنش به خرج نمیدادن نوه اونام هست پدر مادرت حرفاشون از رو دوس داشتنه یبارم به حرف مامانت گوش بده شاید فک کنی نمیفهمه ولی اون همونیه که تورو به اینجا رسونده حتما چیزی میدونه قرار نیست که حتما قاشق پر دهن بچت بزاری ولی میتونی قد به نخود از اب گوشت یا قد دوتا دونه برنج له شده به بچت بدی گاهی با بچت و مادرت بزن بیرون حال و هوات عوض شه یادت بره دوروبرت چه خبره از بودنشون کنارت لذت ببر پدر و مادر گوهرن دوس داشتی مثل بعضیا سال تا سالم بهت محل نمیدادن

بیا خونه من

نمیشه بری خونت؟من انگار خونم اکن ترم و راحتتر

آروم باش
بیا بگو چی میخوره الان غذا؟

فقط بابات🤣
منم به همین خاطر نمیرم خونه بابام
حوصله غرغرهای مامانم رو ندارم و همچنین تحمل خواهرزادم رو😑

واسه غذا باید خیلی تلاش کنی هر ساعت بیار امتحان کن بده بهش آبکی بیشتر دوسدارن وسطش بهش آبم بده با قاشق

قدم اول ارامشتو حفظ کن قدم دوم از فرنی و حریره بادام استفاده کنگ

سوال های مرتبط