۴ پاسخ

خواهرم بمون وصبر داشته باش شوهرت میاد انشاالله میرید خونتون الان هم راه خطر داره همم بیای خونت با این صداها بچت می‌ترسه ماها که موندیم خونمون دیگه افسرده واسترسی شدیم بیچاره شدیم این وضعیتم تموم بشه دیگه آدم سابق نمیشیم

ماشین بگیر خودت برو حتما که نباید شوهرت بیاد بعد اونم باید میریدی بهش ۷سال من زندگی میکنم باشوهرم ازدواج دومم هست یه دختر ۱۶ساله دارم شوهرم تا الان یکبارم نگفته بالا چشمت ابرو چه برسه پدر شوهر روسواش میکردم

حق داره بمون راه ها هم خطرناکه

بمون ولی برین بهشون

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
سلام بعد چن روز ،خانومایی ک درجریان زندگیم بودین ک همسر من دست ب زن و فحش میده سرچیزای کوچیک جلو همه کوچیکم میکنه
خیانتم میکنه
چن روز پیش تو راه بحثمون شد این ک چرا از صبح خونه مامانش بودیم من دوبار بهش گفتم بریم ک حموم میرم ،آنیام خونه خودمون راحت تره سر اون کتکتم زد تو راه ک چرا دوبار گفتی بریم ،حرفو ی بار بزن🥲چون قبلا هم دادگاهی شدیم تهد اینا داد کتبی ک دیگ دست روم بلند نکنه و فحش نده ،میگفت تعهدم فلان فلان میکنم
اونشب میخواست منو بیاره آنیارو نده چون میدونه نقطه ضعفم بچمه
منم آشتی کردم باهاش ک با بچم بیام ،الکی گفتم بابام اینا برا عید دعوتمون کردن گوسفند خریدم تو با مامانت اینا برو منم با مامان خودم
هرچی داشتم جمع کردم اومدم ،اولش شک کرد این همه لباس برا ی روز؟؟؟؟؟؟منم زدم اینور اونور ک فلانی خواسته برا عروسی بپوشه لباسمو
حالا دوروزه خونه مامانمم تو این دوروز سه بار اومده اینجا برگشته چون شهرستانیم خونه مامانم اینا ،ک بچمو بده منم ندادم امروز گفتم ببرش دورش بده باز بیار ب خودم اونم همین کارو کرد
میگم دیگ نمیرم ب هیچ عنوان چون درست بشو نیست بچمم مریض شده بین این همه دعواااا
حالا این وسط بابام میگ غلط کردی ،چن روز بمون برگرد 🥲🥲🥲منم گفتم اگ یکم دیگ فشار بیاری بهم میرم بچه شو میدم خودمم میکشم دیگ خانواده ای ندارم اینو بدونین 😔😔
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند فرزند فرزند فرزند پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه دختر دختر دختر دختر دختر
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
دیروز سمت غروب بی دلیل توی خواب پنیک شدم خیلی حالم بد بود علی رغم میلم زنگ زدم گفتم مرخصی بگیره بیاد خونه خلاصه ک اومد اپل خودش یکساعت خوابید و بعدش ما رو هم برد بیرون ک حالم مثثثلا بهتر شده برگشتیم خونه دخترم نمیخابید رو پاک بود منم واقعا سمت چپ صورتم از فشاری ک روم بود درد داشت هی بهش میگفتم بخواب
یهو شوهرم پرید ب من ک چرا بچه رو ب زور میخای بخوابونی منم دارم فیلم میبینم بعد مدتها صبببببرررر کن تموم شه
درصورتی ک مرخصی گرفت مراقب من باشه متتتتسسسفانه جوری تربیت شده ک فقط و فقط خودشو میبینه
دقیقا همون سمتی ک صورتم درد داشت و خودش میدونستم دوبار زد تو گوشم منم حالم بد شد و ساعت یک و نیم شب از خونه زدم بیرون
البته تا همون دور و بر خونه بودم خیلی زنگ زد و پیام تهدید فرستاد ک برنگردی زنگ میزنم خانوادت منم مجبور شدم برگردم
دوباره ک برگشتم خونه دوبار ب فاصله دوساعت تا صبح مجدد پنیک شدم
اینا اصننننن برام مهم نیست اما درد من این جاست اون میدونستم من درد دارم و منو زد 😔😭
نظرتونو‌بگید هرکی خوند مهمه واسم



فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری شیرخشک آنومالی