۴ پاسخ

منم اتفاقا خواب دیدم داریم فرار میکنیم با مامانم ولی من نمیدونم چرا ازشون جدا شدم پیچیدم تو خیابون از این ور ب اون میرفتم یهو ی بمب زد دیوار ریخت همه جا آتیش گرفت منم فرار و یهو از خواب پریدم خیلییییی بد بود خیلی

تبخال داری حواست باشه بچه رو بوس نکنی

منم خیلی ازین خوابا میبینم

خوابت امروز صبح زود اینجا واقعیش به وقوع پیوست😂
قشنگ یه بیست تا زد پشت هم فک کنم

سوال های مرتبط

مامان Ana ♡ مامان Ana ♡ ۱۶ ماهگی
خدا میدونه چقد من از صبح گریه کردم..
شب قبل خواب دیدم چند جای آنا قرمز شده ، شاید دو سه تا نقطه از پای راستش، فک کردم شاید بازم پشه یا مورچه نیشش زده شستم و پمادش زدم و شام خورد خوابوندمش .
سه شب بود نمیتونست بخوابه هی گریه میکرد و بیدار میشد
قرار بود شنبه ببرمش دکتر.
نصفه شب پاشدم پاهاشو چک کردم دیدم بیشتر شده ولی بازم انگشت شماره .هی لباساشو گشتم ولی چیزی نبود.دیشب و خیلی خوب و بکوب تا ۱۱ صبح خوابید خداروشکر.
صبح که بیدار شدم دیدم یا خدا کل بدنش کهیرای گنده گنده زده 😭
منو باباش دوتامونم رنگمون پرید از ترس سریع آماده شدیم بردیم دکتر .سرحال بود بچم هیچ علائم دیگه ای نداشت .دمتر آمپول داد گفت یه ساعته خوب میشه.و اگه نشد فردا بیارش..جای وحشتناکش اونجا بود که وزن شکرد و دیدم یک کیلو و ۳00 گرم کم کرده 😭
اونم تو کمتر از ۱۵ روز
هی دارم گریه میکنم خیلیییی اعصابم خورده .الانم کهیرا بادشون یکم خوابیده ولی همچنین هستن
اینم عکس یک ساعت بعد از آمپوله ست ..ای خدا چی شده ینی 😭