۲۲ پاسخ

من تا حالا نذاشتم..مادرشوهرم یکسری عادتا و رفتارایی داره که از قبل به شوهرم همش میگفتم هیچوقت نمیزارم بچم تنها پیشش باشه..امیدوارم خدا بهم توانشو بده خودم از پسش بر بیام یا نهایتا پیش مادرخودم میزارم..

وای من یسری گذاشتم رفتم دیدم بهش چای دادن 😐
الان تا چای میبینه میخواد 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

به شوهرت بگو بچه پیش مامان خودش باشه بهتره هم منت کسی نباشه هم قلق بچه رو خودم میدونم مشکلی خدایی نکرده پیش بیاد کسی نگه پرو هستی هم بچتو بگیرم هم حرف میزنی خودت نگه دار

بنظرم کار ارزششو نداره بچت پیش ادم نا امن باشه

منم همینم دورم هستم الحمدالله ولی مجبورم شدم حاضر بودم سختی بکشم ولی دنبال خودم باشه بعد جالبیش کجاست اونارو انگار ببشتر دوست داده میگن خون خونو میکشه راست میگن با اینکه من بابامو اینا بیشتر براش هستن ودوسش دارن😐🫠😂💔

من نه بااینکه خیالم راحتتره پیش مادر من باشن
هرچند پسرم پیش کسی نمیمونه
اما اگه چیزی بشه
نشه بره پیش ماذرم پیش مادر شوهرم میبرم

منم دقیقا مثل خودتم الهه😂
اصلا دوست ندارم بچمو پیش مادرشوهرم بزارم
تا الانم نزاشتم
یه بار مادرشوهرم با دست غاز خورد بعد روغن غاز و زد به زبون بچه 1ماهه گفت بچه هوس نکنه😏
از اونموقع اصلا نمیتونم بهش اعتماد کنم

من ک اصلا نمیزارم اعتماد به هیچکی ندارم جز همسرم

ببین بچه منو یک ماهه اول خواهر شوهرم یه ماچایی میکردش که نگو محمکمااا نوزاد یه ماه رو...

منم هی بش میگفتم نکن بابا یه موقع بالاخره حشاسیتی چیزی میکنه پوستش

گوش نمیکرد که نمیکرد

یه روز پیش مادر شوهرم بودیم باز کارش و تکرار کرد (۲۷ سالشه و تو یه ساختمونیم) یهو مادرشوهرم برگشت بم گف مگه چی میشه خب بزار ماچش کنه
گفتم بده میترسم پوستش حساسیت کنه
گفت نه هیچی نمیشه

منم دیگه از اون روز به بعد وقتی ماچش میکرد هیچی نمیگفتم از درون فقط حرص میخوردم.

چند روز بعدش پوست صورت بچم یجوری حساسیت کرد و دونه ریخت بیرون طلفکو🫠💔

منم همینجورم
اما بخاطر حس مالکیتی که به بچه دارن

اصلا نباید گذاشت پیششون بچه فقط باید پیش مامانش باشه

من مادرشوهرم اینا خیلی دخترمو میبرن بالا.اولین نوه هست بین 4 تا پسر اولین دختر هم هست.خیلی حساس شده بودم
مادرشوهرم طی چهار سال داغ اقوام درجه یک دید خیلی شکسته و مریض بود
از دوسه ماهگی دخترم که میبره باهاش بازی خیلی روحیه گرفته مریضی هاش از بین رفت دیدم حالش خوبه با دخترم .بچمم براش نفس نداره از دورببینه بال میزنه براش.دیگه منم بیخیال شدم.مادربزرگه دیگه نمیخورتش که.الانم ارایشگاه و خریذم صبخ دادمش تا موقع خواب برم دنبالش

دقیقا همینطورم

منم تاحالا نزاشتم پسرمو
خدا توان بده خودم نگه میدارم منتی سرم نباشه
نه بلده نه پسرم باهاش راحته خودم هستم بازم بغلشون نمیمونه
هرچی هم بخواد میده دست بچم
خودم هستم میگه آبلیمو بزن به لثه هاش سر بشه درد نگیره وای به حال اینکه نباشم

من پیشه مادرمم نمیذارم اعتماد ندارم😅
چه برسه مادرشوهر😅😂
فقط پیشه همسرم میذارم

من اوایل حساس بودم فکر میکردم مادرشوهرم بلد نیست نوزاد نگه داره ولی یکبار مجبور شدم بذارم پیشش خداروشکر خوب نگه میداره مثل مامان خودم دیگه خیالم راحته جایی بخوام برم نشه بچه رو ببرم میذارم اونجا

والا من پیش مامان بابامم بزارم به بچه هر چیزی رو میدن، بخصوص بابام🥲

من که مادرم مرده فقط پیش مادرشوهرم گذاشتم کوچیک بود غذا و شیر میزاشتم میدادنش اونا خیلی دوست دارن بچه تنها پیششون باشه مخصوصا الان ولی این کوچیکه شیرخوشک نمیخوره من همیشه باهاشم😁

خیلی دوسش دارن ولی خب خواهر شوهرام باشن خیالم راحت تره مادر شوهرم عمدی کاری نمیکنه واقعا نمیدونه بعضی چیزا رو
ولی خب من در کل زیاد پیششون نمیذارم بچه باید تحت نظارت پدر و مادرش باشه

من کلا پیش هیشکی دوس ندارم بذارم به جز شوهرم حتی خانواده خودم مگه با خانواده شوهر فرقش چیه لولو خرخره ک نیستن

منم خانواده شوهرم ولشون کنی هرچی و هرچقدر دلشون بخواد بهش میدن یا هرکاری ک بدونن من روش حساسم بدتر انجامش میدن بخاطر دراوردن حرص من

من برعکس با اینکه مادر شوهرم خیلی خیر بهم نرسونده ولی دخترم رو خیلی دوست دارن جایی بخوام برم پیشش میزارم قشنگ نگه میداره قلقش دستش اومده برعکس پیش مامانم نمیمونه نمیشناسه خیلی با مادر شوهرم تو ساختمون زندگی می‌کنیم خداییش قشنگ نگه میداره دوستش دارن دیرم بخوام بیام غذاش رو میدم میگم همینو بده بهش بخوره جیز اضافی نمیده بهش ،

سوال های مرتبط