پیش هم نبودیم
ما قهریم از صبحتبریکم نگفتیم
یکم دلگیربودم چون قرار بود اولین ک خونه هست اونم، بابچه بمونیم خونه خودمون اما رفتیم خونه مادرشوهرم...
اما خب از ی طرفم خوووشحال بودمم چون عشقام بودن پیشم اره همو بوسیدیم بغل کردیم تبریکم گفتیم...
تحویل سال ما دارک بود ، اولین تحویل سال بجم رو ناجار بودیم خونه مادر شوهرم باشیم، اعتقادی به هفت سین ندارن به خصوص که عزادار بودن 🙄🙄🙄🙄 پشیمون شدم جرا نرفتم برا بچم هفت سین بخرم بیام تو اتاق براش پهن کنم لااقل چهارتا عکس بگیرم براش
اونوقت مامانم اینا اینقدر اعتقاد دارن که حتی مسافرتم هستن باز هفت سین میبرن با خودشون
منو شوهرم قبل سال تحویل دعوا کردیم هنوزم قهریم
شوهر من یهو زیرم کرد کلی بوسم کرد
من روبوسی کردیم و عیدیم خوب 🤣🤣🤣نداد ولی برا حسین عیدی گرفته بود
والا میگرنش گرفته بود
افطار کرد رفت خوابید
من موندم و بچه ها با هفت سین قشنگم و سبزی پلو با ماهی که کلی واسش زحمت کشیدم
ما قهر بودیم رفتم رو بوسی خودش کج کرد .به ک.......م
اولش زنگ زد تبریک گفت خونه نیستیم خونه بابامم اون رفته بود کوه کار واجب داشتن بعد اومد خونه باباش لباس عوض کنه بیاد اینجا ک دیگه من هرچی زنگ زدم جواب نداد زنگ زدم ب داداشش گفتم کجاست هب حرفو پیچوند نامزد قبلیش اومده بود خونه پدربزرگش خونه بابا و پدرزگشو تو به حیاطن و دختر عمش شوهر من با عموش رفته بودن خونه پدربزرگش اون دختر هم اونجا بود وقتی اومد من حالت قهر بود برگشته میگه همش گیر میده الانم نمیدونم کجا رفت ولی قهر 😁 حوصلشو ندارم بره فعلا نیاد پوف،
😂
چ قند و نباتی نشسته کنار سفره تون🥰
من زنگ زدم مادرشوارم اینا رو گفنم بیان خونمون سال تحویل
دیگ روزه بودن با حلیم اومدن
موفع سال تحویل داشتن افطاری میخوردن
هنوز بوس عیدی نکرده منو😆
من کردم
تلفنی تبریک گفتیم بعد که همو دیدیم تبریک حضوری و ربوسی و عیدی داد به من و دخترم
پسر من اینقدر نق زد اصلا نفهمیدیم چیشد😁 ولی ماچ ماچی هم کردیم اولین عید سه نفره بودنمون بود خیلی سخت رسیدم به سال تحویل همه چی روی دور تند بود ولی قشنگ بود خداروشکر
شوهرم بوسم کرد تبریک گفت منم بچه ام و بوس کردم تبریک گفتم اصلا یادم نبود شوهرم و بوسکنم گفتم بریم خونه بابام عید و بهشون تبریک بگیم و یه دوتا ماچ به بابام بکنم گفت ما ماچ نداشتیم اونا دارن😔😂
حقیقتا براش غصه ام شد یه دوتا ماچ سفتش کردم از دلش دربیاد😂
ما بحثمون شده بود اصلا به همتبریک نگفتیم از ۴۰۴ تا ۴۰۵ قهر بودیم هنوزم هستیم😂😐
ما برای اولین بار خونه خودمون تنهایی بودیم.هرسال یا خونه مادرشوهرم بودیم یا تو این دو سال اون اومده بود خونه ما ولی امسال هم برادرشوهرم اینا خونه اش بودن هم به خاطر دعوایی که کرده بودم به خاطر موندن بیش از حد اونجا موندیم خونمون و سه نفری سال و تحویل کردیم😁
فک کنم تنها سالی که دعوا نکردیم ۴۰۴ بود که باردار بودم😅😅
ماام خونهی مادرشوهرم بودیم پسرم بغلم بود بوسش کردم اولین عیدشو تبریک گفتم ، بعد شوهرم اومد به من دست داد پسرشم بوسید.
خیلی لطف کرد بهم🤣😂
و حسی که الان نسبت بهش دارم نفرته
چرا امروز همه از شوهرشو دلگیرن😂😂😂
ما خیلی تو ماچ وبوس دنده سنگین حرکت میکنیم،اخرین با یادم نیس شاید عید پیش بود😑🥴🥲چرانمیتونم🤕
ما خوشحال بودیم باهمم خب بودیم کاملا خداروشکر 😂روبوسی کردیم
من لحظه سال تحویل داشتم به پسرم غذا میدادم 😃بعدش رفتیم دوتایی به باباش بوس دادیم
بوسید منم بوسش کردم عیدی داد رفتیم گشتیم آمدیم دعوا کردیم 🙃می تونم بگم اولین دعوای 1405
حرفاش هیچ وقت یادم نمی ره😑
وااااای من حواسم به شوهرم نبود بچه هام رو بغل کردم بوسیدم تبریک گفتم
یهو دیدم داره نگام میکنه
گفت اگه من نبودم که این فسقلی ها هم نبودن یه تبریک به ماهم بگی بد نیست😂😂😂😂😂😂
شوهر من که بخاطر مادرش اینا انقدر عجله کرد یادمون رفت اصلا تبریک بگیم و روبوسی کنیم تازه الان یادم افتاده
من همسرم مغازه بود من خونه ۲۰ ثانیه مونده بود ب سال تحویل زنگ زدو منتظر بود عید بشه که اولین نفر بهم تبریک بگه هردومون تنها بودیم مامان باباها رفتن مسافرت شهرستان
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.