۸ پاسخ

ازاین مردایی که توجمع جوگیرمیشن متنفرم

یه چیزی بگم زندایی شما نباید تو این مسائل دخالت کنه
ولی شما یکبار این بشر رو با خاک تو جمع یکسان کن که سر به سر بشه حالش جا بیاد

عزیزم اون حرف دلش بوده شک نکن بشما میگ میخرم ک باهاش بحث نکنی ولی حرف دلش چیز دیگس

یبار شوهر بی دفاعم اوایل ازدواج یکی ازش پرسید زندگی متاهلی چجوریه گفت ای بابا بدبختی پشت بدبختی بعد خندید که آره شوخی کردم برگشتیم خونه از شست پا دارش زدم که دیگه شوخی نکنه من اعصابم رو از سر چهارراه برنداشتم هربار یه لگدی بهش بزنه از اون به بعد جز خداروشکر از دهنش درنمیاد که دربیاد کلام اخر زندگیش اشهده

جوگير شده خواسته خودشو لوس كنه به دل نگير اين ذات مرداس

حالا تو ماشین بوده من امروز جلو خانوادش گفت نمیخواستم براش کیف بگیرم برای عیدش بازورگرفتم همینم از سرش زیادیه منم هیچی نگفتم اومدیم بیرون خیلی راحت کیفمو جلوش انداختم تو جوب گفتم لیاقت کیفو ندارم از سرم زیادیه بریم وایساد دادو بیداد کردن که تقصیر خودته

واقعا تو جمع اینطوری باهات حرف بزنه خیلی سخته

کاش منم میتونسم راحت حرفمو بزنم خوبش کردی بهش گفتی

سوال های مرتبط

مامان باران مامان باران ۲ سالگی
مامان باران مامان باران ۲ سالگی