رفتم دیدم تاپیک قبلیت نیست
خب راست میگه شوهرت نمیره تو رو بزار بری خودش میتونه دیدن مادرش نره
نه شوهرم الان اونی که میخوامه نه جای مامانمه کلا بی کسم انگار .ولی چاره چبه
هر چی واسطه میرن باهاش صحبت کنند میگه اصلا برید گزارش بدید شکایت کنید
مگه ما دنبال شکایتیم؟فقط میخوام ذهن منم در آرامش باشه چیز زیادی میخوام؟
یعنی مادرت حرف کسیو قبول نمیکنه؟ پدرت چی میگه؟؟
اصلا مگ همسرت واقعا قصد فروش داره ک طلاهاتو نمیده؟؟؟ مادرت یه جوری طلاهاتو نمیده انگاری از چیزی مطمئنه
شاید واقعا با دید اون میدونه شوهرت میفروشه میخاد مانع فروشش بشه
کار شوهرتم خیلی خیلی اشتباهه به چه حقی به مادرت میگی غلط کردی😐
هر چی باشه مادرته با مادرت هیچوقت قهر نکن حالا هر چی شده باشه هیچکس جای مادر رو نمیگیره شوهرت میتونه مثل مادرت باشه برات؟
داستان اینه👆🏻
میگم توام بابات بهت کادو داده بود و از خونش طلا آوردی چرا فروختی بهت چیزی گفت و پرسید؟میگه من بر خرج تو فروختم گفتم خب منم اگه یه درصد بفروشم برای پیشرفت زندگیم میفروشم تو میخوای زندگیم خراب کنی؟میگه زندگی ای که سر طلا ندادن من خراب بخواد بشه تا بشه
داستان چیه
چقد غم تو دلشه کاش بتونی بری پیشش یه مادر اگه از غصه دلش پر نشه اینجوری نمیگه
چی شده
ای خدا چرا اینجوری گفته مامانت ؟؟ قضیه چیه ؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.