میشه بیاید راهنماییم کنید دارم دیونه میشم....

ما شوشتر زندگی میکنیم.. بعد مادرشوهرم و خواهر شوهرم... شوهرمو سرکاری گذاشتن ک برید اصفهان اونجا کار خوب هست کار کنه پیش شوهر خواهر شوهرم..
19ام این ماه پایان قرار داد مونه.. باید از این خونه بریم..
مادرشوهرم شوهرمو سرکاری گذاشته ک کل خونتو جمع کن بیاید تو یکی از اتاقای ما.. تا ببینیم شرکت اصفهان کی نیرو میخواد ک ببرتت و هیچ معلوم نیست..
منم به شوهرم میگم نمیتونم با یه بچه کوچیک برم اصفهان شهر غریب کسی پیشم نیست و تجربه ای ندارم بچمو نمیتونم تنهایی بزرگ کنم.. چیزی بلد نیستم هنوز.. و راضی نیستم خونمو ببری پیش خونه بابات و فلان...
بعد میگن خونتو بیار پیش ما بذار... خودتم 40روز برو خونه بابات تا بچت 40روزش بشه..
من وسایل پخچالمو چیکار کنم!؟؟
بخوام قبول کنم.. مادرشوهرم طمع داره کل وسیله هامو میبره..
قبول نمیکنمم شوهرم از صب رفته الان اومده لج کرده هر جا من بخام برم باید باهام بیای
من گفتم نمیتونم خونمو ول کنم اینجا برم خونه بابام تا 40روز
چیکار کنم چ خاکی به سرم بریزم از دست اینا تو روخدا بگید چیکار کمم
40روز من چی ببرم خونه بابام.. وسیله ها خودمو ببرم بچمو ببرم بهداشت ببرم دکتر ببرم اینا نمیفهمن
من گفتم از این خونه تکون نمیخورم تا تکلیف منو روشن کنی نمیخام چیزامو بذارم خونه بابات و خودم یچا دیگه باشم
نمیتونم هر کی باشه نمیتونه خونشو ول کنه به امون خدا
یخچالام فردا خراب میشن
وسیله ها توش خراب میشن
من تا کی صبر کنم ببینم شرکت کی نیرو میخواد

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری

۱۴ پاسخ

به پدرت زنگ بزن بگو میخواد همچین کنه
اینجا وقتی زورخودت نمیچله باید بزرگتر دخالت بدی
حتی شده دعوات کنه و‌... هم مهم نیست
سفت خونه زندگیت نگهدار.
اگرم گف بابات دخالت میدی بگو عین تو که مامانت برای زندگی و کار و شغلت تصمیم‌میگیره! آدمش کن شوهرت رو
بزار بفهمه بزرگتر داری و نمیتونه هرجوری دلش خواست تورو برقصونه

بهش بگو اون اول بره کار که پیدا کرد بیاد شماروهم ببره.وقتی رفت زنگ بزن مامانت بیاد پیشت بمونه که تنها نباشی

اصلا اینکار نکن مادرشوهرت میخواد زیر سلطه خودش باشین تو این اوضاع جنگ اصفهان خطرناکه نیرو بخواد سالی یکباره اونم برج ۶نه الان ور دلش باید باشی هر کار میخوای بکنی از مادرشوهرت اجازه بگیری ایشالله یک کار خوب برای شوهرت پیدا بشه جاگیر بشین پول خونه تون از دست ندین برین خونه مادرشوهر

عزیزم اشتباه منو‌ نکن دوسااااال رفتم خونه مادرشوهرم اینا تو یک اتاق زندگی کردم اولآ رابطمون مثه قبل نیست یعنی حریم ها برداشته شده و ثانیا هرموقع توخونه خودش کمبودی داشت میومد از اتاق من می‌برد،بنظرم بهش بگو اول کار پیدا کن بعدآ باهاش برو،وسیله هات رو هم ببرخونه مامانت اگه نزدیکی بهشون یاخونه آدمی که بهشون اعتماد داری 🥹😶

عزیززم چقد الان اعصابت خورده میفهمم حالتو بگو یه مدت کمم شده خونه اجاره کن من خونه بابامم نمیرم

بگو گیریم شرکت تو اوضاع جنگ نیرو نخاس منم آواره بشم چکار قرارداد تمدیذ کن

اگه جونت دراومده این کارو نکن همه تلاشت رو بکن نری پیششون

خواهر میدونم هرچی تک نه بگی اون کار خودشو میکنه مردا همینن حرف حرف خودشونه هرکار کنی کار خودشو میکنع

ب خانوادت بگو بابات بهش بگه اگر اینجوریه دخترم برگرده

بگو خودت برو یا هم من میرم خونه بابام من اصلا راضی نیستم تو خونه کسی باشم

نرو بشین توخونت بگو هروقت کاردست شدبریم فعلانرو بعدبااوضاع جنگی نیرونمیگیرن

حق داری قبول نکنی
کاملا حق با توعه

تو بمون سر خونه زندگیت،به شوهرت بگو برو هروقت کارت درست شد خونه هم گرفتی منم میام

اومدی گفتن خودتو بنداز پایین پول خوب گیرت میاد باید شوهرت انجام بده
بنظرم‌وقتی الا کار شوهر خوبه درامدش خوبه راضی نشو به همچین چیزی

سوال های مرتبط

مامان حارث🩵👼 مامان حارث🩵👼 ۱ ماهگی
بابا بخداخسته شدم از بس که مادرم تو زندگی ما دخالت میکنه همیشه سرش تو زندگی ما هست واس ما تعین تکلیف میکنه یعنی چی من مادر ۳تا بچه ام هنوز باید از تو دستور بگیرم کجا برم کجا نرم من میخاستم برم واس خودم دارو گیاهی بخرم برای زایمانم ۲۹روز دیگ نوبت عمل منه زنگ زده هرچی از دهنش در اومده به من میگه فوش میده میگ تو ولگردی هر روز میری دکتر میری بازار میگم زندگی من ب شما ها چه تحدید میکنه میرم به بابات میگم یه عادت بدی داره میره عین بچه ها میشینه پیش بابام از ما بد میگه بابامو پر میکنه ب جون ما بابا بخدادخستم کردن ولمون کنید بکشیدبیرون از زندگی ما به من میگه یک ماه تا زایمانت مونده هنوز زوده این یک ماه اخه زوده؟هیچی هنوز واس خدمو بچم.نگرفتم به حرف این باشه یک روز به عملم باید برم خرید کنم وسایلامو اماده کنم من حتی زایمان زودرس هم دارم ساکم حتی اماده نیست 😭😭😭😭خدایا بسههه

فرزندپروریبارداری بارداری بارداری بارداری بارداریبارداری بارداری بارداری بارداری بارداری پوشک سزارین شیرخشک فرزندپروری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
#سزارین
#بارداری
مامان آرتمیس🩷 مامان آرتمیس🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام
مامان و شوهرم سر یه موضوعی از قبل بارداري من قهرن و همسرم اصلا خونه ما نمیاد....حالا برای زایمان من قصدم این بود خونه مامانم برم چون مامان اولی هستم و هیچی از بچه داری بلد نیستم ولی شوهرم لج کرده و میگه نه همینجا بمون خودم حواسم به جفتتون هست و ۴۰ روز سرکار نمیرم و مواظبتون هستم ولی من میخوام برم خونه مادرم بالاخره مامان و بابا و خواهرام هستن و حواسشون هست ولی قبول نمیکنه منم نمی‌خوام زیاد جر و بحث کنم میگی اگه هم بری من اصلا نمیام اونجا بهتون سر بزنم شوهرم آدم خوبیه فقط خیلی کینه ای هست
چیکار کنم
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی زایمان طبیعی سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین سزارین پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک پوشاک بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری