۱۴ پاسخ

من قبلا تنهایی رو دوس داشتم الان متنفرم تز تنهایی از خونم بیزارم

پس من تنها نیستم همتون مثل منین

منم همینم یه روز درمیون یا خونه ممانم یا مادرشوهرم هستم 😂

من اصلا تا حالا نشده دو روز بمونم خونه😂

من قبل حاملگی بدون استثنا هرروز بیرون بودم الان به سختی میرم بیرون یه روز اگه موندم خونه دیگه بیرون رفتنم با خداست😬برا همین باز هرروز شوهرم به یه بهونه می‌برتم بیرون

منم اینجوریم ولی دائم خونه ام هیچ جا هم عید نرفتیم شوهرم همش با دوستاش بیرون یا هم سر کار اصلا نیست

من باید ی بار صبح ی بار غروب برم بیرون
البته چون شاغلم و مغازه دارم کلا عادت ب خونه ندارم
الان تو بارداری بیشتر خونه م

منم اینجوریم فقط مال من یک روزه هست

منکه خیلی دلتنگم و گریه میکنم.همسرم هم نیست.ولی واقعا حوصله کسیو ندارم.دلم میخواد تنها خونه باشم.دلم میخواد با همسرم بیرون باشم و بگردیم.جز اون کسیو نمیخوام

من تو استراحتم بعضا از تنهایی میزنم زیر گریه

من هردو رو دوست دارم به وقتش استراحت و خونه ولی مهمونی دادن و مهمونی رفتن هم دوست دارم
البته من شاغلم صبح تا ظهر بیرونم

من مهمونی که نه ولی شده تا سر کوچه برم پیاده روی هر روز باید از خونه بیرون شم وگرنه سر درد خواب آلود خسته کوفته میشم شده یکساعت شب با شوهرم سر کوچه قدم بزنم میرم

منم اینجوری شدم با اینکه قبلا عاشق خونه و تنهایی بودم🫠

من برعکس شما عاشق خونه و استراحت هستم

سوال های مرتبط